الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
250
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
حيض نبيند ، زيرا اين موضوع در دختران پيامبران ناخوشايند است . « 1 » ( 1 ) پيامبر فرمودهاند : چون به آسمان برده شدم جبريل دستم را گرفت و وارد بهشت كرد و از رطب بهشتى به من داد خوردم و مبدل به نطفه شد و چون به زمين برگشتم ، با خديجه همبستر شدم و او به فاطمه باردار شد . فاطمه انسيهء حوراست و من هر گاه مشتاق بوى بهشت مىشوم ، دخترم را مىبويم . « 2 » ( 2 ) و پيامبر ( ص ) فرمودهاند : فاطمه بانوى بانوان تمام جهان است ، از پيشينيان و آيندگان ، و هر گاه در محراب عبادت خويش به عبادت مىپردازد هفتاد هزار فرشتهء مقرب به او درود مىفرستند و با او همان گونه كه با مريم سخن گفتهاند سخن مى - گويند كه اى فاطمه ! همانا خدايت ترا برگزيده و پاك كرده است و بر همهء زنان جهانيان برترى داده است . آنگاه پيامبر ( ص ) به على ( ع ) رو كردند و فرمودند : اى على ! همانا فاطمه پارهء تن من و نور چشم و ميوهء دل من است . هر چه او را اندوهگين كند مرا اندوهگين مىسازد و آنچه او را شاد كند مرا شاد مىكند و او نخستين كس از افراد خاندان من است كه به من ملحق خواهد شد . پس از من نسبت به او نيكويى كن . « 3 » ( 3 ) شاعر چنين سروده است : « پس از آنكه به فرمان فاطمهء زهرا شوهر گراميش او را همراه دو فرزندش غسل داد ، جسدش را كنار بقيع آورد و بر آن نماز گزارد و دفن كرد . هيچ كس از آن گروه بر او نماز نگزاردند و از آن كار ، على ( ع ) جلوگيرى كرد و او را به خاك سپرد . فردا صبح آن قوم به حضور على رسيدند و نمىدانستند كجا دفن شده است . گفتند : اى پدر دو نوهء رسول خدا ! فاطمه چه شد كه او را نمىبينيم ؟ فرمود : به مصطفى ( ع ) ملحق شد و آنان از پوشيده داشتن اين موضوع نسبت به على آكنده از خشم و كين شدند . »
--> ( 1 ) . بخشى از روايتى است كه تمام آن در معانى الاخبار صدوق ، ص 64 ، چاپ 1361 شمسى آمده است . م . ( 2 ) . اين روايت در امالى و عيون اخبار الرضاى صدوق و علل الشرائع و به نقل از آنها در بحار ، ص 4 ، ج 43 ، آمده است . م . ( 3 ) . ضمن روايت مفصلى در امالى صدوق آمده است كه تمام آن در بحار ، ص 24 ، ج 43 ، نقل شده است . م .