الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
212
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) روايت شده است جبريل ( ع ) به حضور پيامبر ( ص ) رسيد و گفت : اى محمد ! خداى كه مبدأ سلام است ، سلامت مىرساند و مىگويد : آسمانهاى هفتگانه و آنچه را در آن است و زمينهاى هفتگانه و هر كه را بر آنهاست آفريدهام و هيچ جا را بزرگتر و مهمتر از ركن و مقام نيافريدهام و اگر بندهيى مرا آنجا از آغاز آفرينش زمينها و آسمانها عبادت كند و فرا خواند و در حالى كه منكر ولايت على باشد به ديدار من آيد ، او را در دوزخ به رو خواهم انداخت . « 1 » ( 2 ) عبد الله بن عمر مىگويد : پيامبر ( ص ) روز جنگ خيبر ، رايت را به مردى از يارانش داد و او شكست خورده برگشت . آن را به يكى ديگر از يارانش داد . او هم در حالى برگشت كه يارانش را مىترساند و همراهانش هم او را بيم مىدادند و پرچم را باز آورد . پيامبر ( ص ) فرمودند : فردا پرچم را به كسى خواهم داد كه خداى و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند و او بر نمى - گردد تا خداوند به دستش فتح نصيب فرمايد ، و چون فردا صبح شد پيامبر فرمود : على را براى من فراخوانيد . گفته شد : او درد چشم است . فرمود او را بياوريد ، و چون على ( ع ) آمد ، پيامبر ( ص ) آب دهان خويش را در هر دو چشم او افكند و عرض كرد : پروردگارا ! گرما و سرما ( تب و لرز ) را از او دفع فرماى . على حركت كرد و به سوى پيامبر ( ص ) برنگشت مگر پس از فتح . گويد چون پيامبر او را گسيل فرمود و على ( ع ) به دژ قموص « 2 » نزديك شد ، يهوديان - دشمنان خدا - شروع به تير باران و سنگ زدن به على ( ع ) كردند و او حمله كرد و خود را نزديك در رساند و جاى پاى خود را استوار كرد و خشمگين پياده شد و چهار چوبهء در را گرفت و آن را از ريشه درآورد و به اندازهء چهل ذراع پشت سر خويش انداخت . ابن عمر مىگويد : ما از فتح خيبر به دست على چندان تعجب نكرديم كه از كندن در و انداختن آن چهل ذراع دور تر . چهل مرد خواستند آن را از جاى خود تكان دهند و نتوانستند و چون اين خبر را به پيامبر ( ص ) دادند ، فرمود : سوگند به كسى كه جان من در دست اوست ،
--> ( 1 ) . اين حديث دوازدهمين حديث هفتاد و سومين مجلس امالى صدوق است كه با ذكر سلسلهء اسناد آمده است . م . ( 2 ) . قموص : نام يكى از دژهاى استوار خيبر است ، رك . به : مغازى ، واقدى ، ص 670 ، چاپ مارسدون جونس . م .