الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
196
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
من در بهشت است . « 1 » ( 1 ) ابو سخيله مىگويد : « 2 » پيش ابو ذر رفتم و گفتم : اى ابو ذر ! عجيب غوغايى مى - بينم ، مرا به چه كارى دستور مىدهى ؟ گفت : به اين دو چيزى كه مىگويم مواظب باش . نخست كتاب خدا و دوم اين شيخ بزرگوار على بن ابى طالب كه من خودم از رسول خدا شنيدم ، مىفرمود : اين مرد نخستين كسى است كه به من ايمان آورد و نخستين كسى است كه روز قيامت با من مصافحه مىكند و او صديق اكبر و فاروقى است كه ميان حق و باطل را مشخص مىفرمايد . ( 2 ) و پيامبر ( ص ) فرمودهاند : شبى كه مرا به معراج بردند ، ديدم بر يكى از پايههاى عرش نوشته شده است : « من پروردگارم . خدايى جز من وجود ندارد . بهشت عدن را به دست خود آفريدم . محمد برگزيدهء من از خلق است كه او را به على تأييد و يارى كردم . » « 3 » ( 3 ) امير المؤمنين ( ع ) فرمودهاند : رسول خدا ( ص ) مرا فرا خواندند و فرمودند به يمن بروم تا ميان ايشان را اصلاح كنم . گفتم : اى رسول خدا ! آنان قومى بسيار و سالخوردهاند و من نوجوانى هستم كه از سن من چيزى نگذشته است . فرمودند : چون از گردنهء افيق « 4 » گذشتى و به بالاى آن رسيدى با صداى بسيار بلند بگو : اى درختان و اى كلوخها و اى خاكها ! محمد رسول خدا به شما سلام مىرساند . على مىفرمايد : چون به بالاى آن گردنه رسيدم و بر يمن مشرف شدم ، ناگاه يمنيها را ديدم كه با نيزههايى كه به آن سرنيزه زده بودند و كمانهايى كه بر دوش گرفته بودند و شمشيرهاى برهنه ، آهنگ من كردند . من به آواز بلند پيام رسول خدا ( ص ) را به درختان و خاكها و كلوخها ابلاغ كردم . ناگاه از همهء درختان و خاكها و كلوخها بانگ برآمد كه بر محمد رسول خدا و بر تو درود و سلام باد و زمين به لرزه درآمد . دست و پاى آن قوم به لرزه درآمد و سلاح از دست ايشان افتاد ، و همگى شتابان
--> ( 1 ) . با ذكر سلسلهء سند و به همين گونه در صفحات 184 و 185 امالى صدوق همراه با ترجمه آمده است . م . ( 2 ) . نام اين شخص در مجمع الرجال قهپايى ، ص 46 ، ج 7 ، آمده است و نامش عاصم بن طريف گفته شده است . م . ( 3 ) . با ذكر سلسلهء سند در صفحهء 216 امالى صدوق همراه با ترجمه و در منابع اهل سنت در تاريخ بغداد ، ص 173 ، ج 11 ، و ذخائر العقبى ، ص 69 ، چاپ كاظمين ، 1967 ، آمده است . م . ( 4 ) . نام اين گردنه و چگونگى ضبط آن در معجم البلدان ، ص 307 ، ج 1 ، چاپ مصر ، 1906 ميلادى ، آمده است . م .