الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

172

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

كه نبى رحمت است هستم و بر او و آل او درود و سلام باد . « 1 » ( 1 ) و نيز فرموده است : به حضور پيامبر كه در مسجد قبا بودند و تنى چند از اصحابش حضور داشتند رفتم . چون چشم پيامبر ( ص ) به من افتاد چهره‌اش شاد شد و چنان لبخند زد كه درخشش و سپيدى دندانهاى ايشان را ديدم و سپس فرمود : اى على ! پيش من بيا ، پيش من بيا ، و همچنان مرا نزديك خويش فرا مىخواند ، آنچنان كه متصل به ايشان نشستم . آنگاه روى به ياران خود كرد و فرمود : اى ياران من ! بدانيد كه على از من و من از على هستم . روح او از روح من و سرشت او از سرشت من است . او برادر و وصى من است و در زندگى و پس از مرگ من خليفهء من است . هر كس از او فرمان برد از من فرمان برده است و هر كس با او موافقت كند با من موافقت كرده است و هر كس با او مخالفت كند با من مخالفت كرده است . « 2 » ( 2 ) ابن عباس مىگويد ، پيامبر فرموده‌اند : هر كس شاد مىشود كه چون من زندگى كند و چون من بميرد و در بهشت عدن به جايگاه من در آيد كه درختى است كه خدايش غرس فرموده است و به آن بگويد باش و باشد ، به راستى دوستدار على بن ابى طالب باشد و سپس نسبت به اوصيايى كه از فرزندان اويند دوستدار باشد كه آنان عترت منند و از سرشت من آفريده شده‌اند . من از افراد امت خود كه دشمن و منكر فضل ايشان باشند و پيوند مرا با ايشان قطع كنند ، به خدا شكايت مىكنم ، و به خدا سوگند مىخورم كه پس از من پسرم حسين را خواهند كشت . خداوند شفاعت مرا به ايشان نرساند . « 3 » ( 3 ) عايشه مىگويد : در حضور رسول خدا بودم . على بن ابى طالب ( ع ) آمد و پيامبر فرمود : اين سرور عرب است . گفتم : اى رسول خدا ! مگر تو سرور عرب نيستى ؟ فرمود : من سرور فرزندان آدمم و على سرور عرب است . گفتم : معنى آن چيست ؟ فرمود : يعنى كسى كه اطاعت از او همچون اطاعت از من واجب است . « 4 »

--> ( 1 ) . همهء اين موارد با ذكر سلسلهء اسناد در صفحات 32 ، 35 ، 36 و 39 امالى صدوق همراه با ترجمهء آقاى كمره‌يى آمده است . ( 2 ) . همهء اين موارد با ذكر سلسلهء اسناد در صفحات 32 ، 35 ، 36 و 39 امالى صدوق همراه با ترجمهء آقاى كمره‌يى آمده است . ( 3 ) . همهء اين موارد با ذكر سلسلهء اسناد در صفحات 32 ، 35 ، 36 و 39 امالى صدوق همراه با ترجمهء آقاى كمره‌يى آمده است . ( 4 ) . همهء اين موارد با ذكر سلسلهء اسناد در صفحات 32 ، 35 ، 36 و 39 امالى صدوق همراه با ترجمهء آقاى كمره‌يى آمده است و براى اطلاع بيشتر در مورد شمارهء 4 به صفحهء 97 جلد 2 فضائل الخمسه مراجعه فرماييد كه از منابع مختلف اهل سنت نقل شده است . م .