الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

170

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) عبد الرحمن بن سمره « 1 » مىگويد : به پيامبر عرض كردم مرا به راه نجات راهنمايى كنيد . فرمودند : اى پسر سمره ! هر گاه آراء مختلف و پراكنده شد ، بر تو باد به على بن ابى طالب كه او امام امت من و خليفهء من پس از من بر همگان است . او فاروقى است كه ميان حق و باطل را تشخيص مىدهد . هر كس از او بپرسد پاسخش مىدهد و هر كس از او راهنمايى بخواهد راهنمائيش مىكند و هر كس از او طلب حق كند آن را مىيابد و هر كس خواهان هدايت باشد آن را در محضر على خواهد يافت و هر آن كس به او پناه برد پناهش مىدهد و هر آن كس به او متوسل شود نجاتش مىدهد و هر آن كس از او پيروى كند هدايتش مىكند . اى پسر سمرة ! هر كس تسليم او باشد و او را دوست بدارد به سلامت مىماند و هر كس بر ضد او باشد و با او دشمنى ورزد نابود مىشود . اى پسر سمره ! همانا على از من است و روح او از روح من و سرشت او از سرشت من است . او برادر من و من برادر اويم و او شوهر دخترم فاطمه سرور همهء زنان گذشته و آيندهء جهانيان است و همانا دو امام امت من كه دو سرور جوانان اهل بهشتند از اويند ، يعنى حسن و حسين ، و نه تن از فرزندان حسين كه نهمى آنان قائم امت من است و زمين را انباشته از عدل و داد خواهد كرد همان گونه كه انباشته از ظلم و ستم شده باشد . « 2 » ( 2 ) ابن عباس مىگويد پيامبر ( ص ) چنين فرمودند : اى مردم ! هيچ كس از خداوند نيكو گفتارتر و راست سخن‌تر نيست . همانا پروردگار شما جل جلاله ، به من فرمان داده است كه على را نشانهء هدايت و امام و

--> ( 1 ) . عبد الرحمن بن سمرة بن حبيب : نامش عبد الكعبه بود ، پيامبر ( ص ) به عبد الرحمن تغيير دادند . روز فتح مكه مسلمان شد . براى اطلاع بيشتر از شرح حالش ، رك . به : اسد الغابه ، ابن اثير ، صفحهء 298 ، جلد 3 . م . ( 2 ) . در صفحهء 17 امالى صدوق و صفحهء 26 امالى همراه با ترجمهء فارسى آقاى كمره‌يى ، چاپ اسلاميه ، 1355 شمسى آمده است . م .