الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

152

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

پايدارتر باشد كه اگر چنين نباشد خود او از جنگ مىگريزد و با گريز او مسلمانان مىگريزند و مايهء نابودى اسلام مىشود . و لازم است كه عاقلترين مردم باشد و مقصود از عقل در اين مورد اين است كه انديشه‌اش از همه بهتر و به سياست از همگان داناتر باشد و نيز واجب است كه از لحاظ چهره و شكل ظاهرى زشت و غير عادى نباشد و نيز واجب است كه در مورد امامت او نص يا معجزه وجود داشته باشد ، زيرا لازم است معصوم باشد و عصمت هم موضوع قابل مشاهده و احساس نيست و به همين جهت يا بايد معجزه داشته باشد يا پيامبر در مورد او تصريح فرموده باشد و با اين دلايل واجب و لازم است كه امامان ، امير المؤمنين على ( ع ) و سپس به ترتيب حسن و حسين و على بن الحسين و محمد باقر و جعفر صادق و موسى كاظم و على بن موسى الرضا و محمد بن على الجواد و على بن محمد الهادى و حسن بن على و حجت قائم منتظر كه درودهاى خدا بر همهء ايشان باد باشند ، زيرا آن كس كه شرايط فوق را براى امام بيان كرده ، فرموده است كه امامان ايشانند ، و هر كس كه امامت را براى كسان ديگرى غير از ايشان روا مىداند ، در واقع با شرايط فوق مخالفت كرده است و هر كس به شرايط فوق معتقد است ولى مىگويد كسان ديگرى غير از اينان كه برشمرديم امامند ، با اجماع مخالفت كرده است . ( 1 ) اين روايت از پيامبر ( ص ) ثابت شده كه به على ( ع ) فرموده است : « منزلت تو نسبت به من همچون منزلت هارون به موسى است ، جز اينكه پس از من كسى پيامبر نيست . » « 1 » و اين گفتار پيامبر ( ص ) كه فرموده است : « هر كس كه من مولاى اويم ، اين على هم مولاى اوست . » « 2 » و اين سخن را پيامبر روز هجدهم ذى حجه پس از بازگشت از حج يعنى حجة الوداع فرمودند و ما اكنون آنچه را كه در غدير خم اتفاق افتاده است بيان مىكنيم .

--> ( 1 ) . براى اطلاع از مواردى كه اين گفتار حضرت ختمى مرتبت ( ص ) در كتب عمدهء اهل سنت چون صحاح بخارى و مسلم و ترمذى و سنن و خصائص نسايى و مسند احمد حنبل و كتابهاى ديگر به بحث و بررسى مستوفاى استاد محترم سيد مرتضى فيروزآبادى در صفحات 299 تا 317 جلد اول فضائل الخمسه من الصحاح السته مراجعه فرماييد . م . ( 2 ) . در مورد اين گفتار رسول خدا ( ص ) و اطلاع از منابع آن در آثار اهل سنت هيچ كس به اندازهء مرحوم علامهء امينى طاب ثراه در كتاب الغدير بحث و فحص و تتبع نكرده است و بايد به آن كتاب ارزشمند مراجعه كرد و خوشبختانه برخى از مجلدات آن به فارسى هم ترجمه شده است . م .