الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

136

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

پروردگارى جز خداوند يكتاى بىانباز نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست و تو وصى بر حق اويى . به محمد نبوت پايان مىپذيرد و به تو وصايت . گويد ابو طالب گريست . و گفت نام او على است . ابو طالب گفت : من حقيقت مطلبى را كه تو مى - گويى ، فقط با دليل و برهان روشنى خواهم پذيرفت . مثرم گفت : چه مىخواهى كه از خداوند متعال بخواهم كه همين جا به تو عنايت فرمايد تا براى تو دليل و برهان باشد ؟ ابو طالب گفت : من مىخواهم كه هم اكنون خوراكى از خوراكهاى بهشت براى من فراهم شود . ( 1 ) راهب دعا كرد و هنوز دعاى او تمام نشده بود كه طبقى از خرما و انگور و انار بهشتى ظاهر شد و ابو طالب از آن طبق انارى برداشت و همان ساعت شادمان برگشت و چون به خانهء خود رسيد آن انار را خورد و تبديل به نطفه گرديد و با همسر خويش فاطمه دختر اسد همبستر شد و او به على باردار گرديد . در اين هنگام چند روز پياپى زمين لرزه اتفاق افتاد ، آنچنان كه قريش به شدت ترسيدند و گفتند برخيزيد به قلهء كوه ابو قبيس برويد و به خدايان خود توجه كنيد و از آنان بخواهيد اين زمين لرزه و حادثه‌يى را كه در سرزمين ما پيش آمده است آرام كنند . چون آنان بر قلهء ابو قبيس اجتماع كردند ، چنان لرزه و جنبشى در كوه صورت گرفت كه سنگهاى سخت و استوار فرو مىافتاد و جلو پاهاى ايشان فرو مىريخت و بتها را كه با خود برده بودند ، ديدند كه به رو در افتاده و از هم پاشيده شد . قريش كه چنين ديدند گفتند ما را ياراى ايستادگى در برابر اين گرفتارى نيست . ( 2 ) در اين هنگام ابو طالب كه پروايى نداشت از آنچه هر چه مىخواهد بگويد ، گفت : اى مردم ! همانا خداوند در شب گذشته حادثه‌يى پيش آورده و كسى را آفريده است كه اگر از او فرمانبردارى نكنيد و به ولايت او اقرار نداشته باشيد و پيشوايى او را نپذيريد ، اين زمين لرزه آرام نخواهد گرفت و براى شما در تهامه خانه و مسكنى باقى نخواهد ماند . گفتند : اى ابو طالب ! ما با تو هم عقيده‌ايم و هر چه بگويى مىگوييم . ابو طالب گريست و دستهاى خود را بلند كرد و گفت : پروردگارا ! اى سرور من ! از تو سؤال مىكنم به حرمت محمودى محمد و به علو علوى و به حرمت رخشان فاطمه كه نسبت به تهامه رأفت و رحمت فرمايى . و سوگند به كسى كه دانه را مىشكافد و مىروياند و جان را پرورش مىدهد ، كه عربها در دورهء جاهلى بدون اينكه معنى و حقيقت اين كلمات را بدانند آن را نوشتند و در هنگامه‌ها و سختيها خدا را با همين كلمات فرا مىخواندند . ( 3 ) شبى كه امير المؤمنين متولد شد آسمان سخت درخشان شد و نور ستارگان