الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

131

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

مىگريست . ( 1 ) على فرمود : حسن آرام بگير كه بر رسول خدا دشوار است . در اين هنگام فرشتهء مرگ فرود آمد و گفت : اى رسول خدا ! سلام و درود بر تو باد . پيامبر ( ص ) پاسخ او را داد و فرمود : مرا به تو نيازى است . فرشتهء مرگ پرسيد : اى رسول خدا ! نياز شما چيست ؟ فرمود : اينكه جان مرا نستانى تا جبرئيل برسد . من بر او سلام دهم و او بر من سلام دهد . فرشتهء مرگ در حالى كه مىگفت : آوخ بر از دست دادن محمد بيرون رفت . جبرئيل در هوا به او رسيد و پرسيد : آيا محمد ( ص ) را قبض روح كردى ؟ گفت : نه از من خواست كه او را قبض روح نكنم تا ترا ببيند و تو بر او سلام دهى و او بر تو سلام دهد . جبرئيل گفت : مگر نمىبينى كه دروازه‌هاى آسمان براى ورود روح محمد ( ص ) گشوده است و فرشتگان براى رويارويى با روح محمد خويشتن را آراسته‌اند ؟ جبرئيل فرود آمد و گفت : اى ابو القاسم ! درود بر تو باد . پيامبر پاسخ سلامش را داد و فرمود : اى حبيب من ! به من نزديك شو . جبرئيل نزديك شد . فرشتهء مرگ باز آمد . جبرئيل به دو گفت : سفارش خداوند را در مورد قبض روح محمد ( ص ) به جاى آور . در اين حال جبرئيل بر سمت راست و ميكائيل بر سمت چپ رسول خدا بودند و فرشتهء مرگ شروع به قبض روح رسول خدا كرد . و هر گاه پارچه از چهرهء رسول خدا بر كنار مىشد ، به جبرئيل مىنگريست و مىفرمود : به هنگام سختيها مرا رها مكنى و جبريل مىگفت : اى محمد « همانا كه تو مىميرى و آنان هم مىميرند ، و همه كس چشندهء مرگ است . » « 1 » ( 2 ) از عبد الله بن عباس روايت شده است كه پيامبر ( ص ) در بيمارى مرگ خود فرمود : محبوب مرا پيش من فراخوانيد . يكى دو مرد را يكى پس از ديگرى فرا خواندند و پيامبر ( ص ) روى از آنان برگرداند . به فاطمه ( ع ) گفته شد برخيز و على ( ع ) را بياور كه گمان نمىكنيم پيامبر ( ص ) غير او كس ديگرى را بخواهد . فاطمه به على پيام فرستاد و چون على آمد پيامبر ( ص ) دستش را گرفت و او را بالاى سر خود نشاند . دوباره حال پيامبر سنگين شد . در اين هنگام حسن و حسين كه درود خداوند بر ايشان باد آمدند . با ناله و فرياد مىگريستند و خود را بر پيكر پاك پيامبر افكندند .

--> ( 1 ) . اين روايت به همين تفصيل و بدون هيچ كم و كاستى و با ذكر سلسلهء اسناد در صفحات 376 تا 379 امالى صدوق ( رضي الله عنه ) و به نقل از آن در صفحات 507 تا 511 جلد 22 بحار چاپ مكتبة الاسلاميه آمده است . م .