الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

117

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

بالهاى خود را اطراف من گسترده‌اند . در همين هنگام شعيرهء اسدى ( گويا نام زنى كاهن است ) « 1 » را ديدم كه از كنار من گذشت و گفت : اى آمنه ! كاهنان و بتها از پسر تو چه بر سرشان آمد . و مردى جوان و كشيده قامت و سخت سپيد چهره و نيكو لباسى را ديدم كه فقط پنداشتم عبد المطلب است . او به من نزديك شد و نوزاد را گرفت و آب دهان خود را در دهان نوزاد انداخت و از او سخنانى پرسيد و نوزاد سخن گفت و من نفهميدم جز آنكه آن مرد به نوزاد گفت : در پناه امان خدا و حفظ و نگهداشت او باشى . همانا من دل ترا از ايمان و دانش و بردبارى و يقين و عقل و شجاعت انباشتم . تو گزيده‌ترين بشرى . خوشا بر آنكه از تو پيروى كند و واى بر آن كس كه از تو تخلف ورزد . آنگاه انبانى از حرير سپيد بيرون آورد و گشود و در آن مهر و خاتمى بود كه بر دوش نوزاد زد و گفت : خدايم فرمان داده است كه بر تو از روح قدس بدمم ، و در او دميد و بر او پيراهنى پوشاند و گفت : اين امان تو از آفات دنياست . آمنه به من گفت : اين چيزى بود كه من ديدم ، و من در آن هنگام خط مىخواندم . جامهء پيامبر ( ص ) را كنار زدم و ديدم مهر نبوت ميان دوشهاى اوست ، و اين موضوع را همواره پوشيده مىداشتم و فراموش كرده بودم و آن را به ياد نياوردم ، تا روزى كه مسلمان شدم پيامبر ( ص ) آن را به ياد من آوردند . « 2 » ( 1 ) امام صادق ( ع ) فرموده‌اند : شيطان ، كه نفرين خداوند بر او باد ، از هفت آسمان عبور مىكرد و چون عيسى ( ع ) متولد شد از عبور سه آسمان ممنوع شد و از چهار آسمان مىگذشت ، و چون رسول خدا ( ص ) متولد شد از تمام هفت آسمان باز داشته شد و شيطانها را با ستاره‌ها در آسمان مىزدند و قريش گفتند : اين نشانهء برپايى

--> ( 1 ) . در كمال الدين صدوق آمده است كه همزاد ( تابع ) شعيرهء اسدى را ديدم . م . ( 2 ) . اين حديث با ذكر سلسله اسنادى كه چندان ارزشى ندارد ، در صفحهء 175 ، كمال الدين صدوق و امالى آمده است و به نقل از آن دو در صفحهء 256 جلد 15 بحار الانوار ، چاپ دار الكتب الاسلاميه ذكر شده است . مرحوم حاج شيخ عبد الرحيم ربانى در پاورقى همان صفحهء بحار اظهار نظر كرده‌اند كه اين حديث از طريق عامه روايت شده است . علاوه بر اظهار نظر آن استاد فقيد تذكر مىدهم كه به نقل كتابهاى مهم تراجم رجال و شرح حال اصحاب ، عباس عموى پيامبر ( ص ) دو يا سه سال از آن حضرت بزرگتر بوده است ، ( طبقات ابن سعد ، ص 1 ، بخش 1 ، ج 4 ، اصابه ابن حزم ، ص 271 ، ج 2 ، استيعاب ابن عبد البر ، ص 94 ، ج 3 ، در حاشيهء اصابه ) و نقل اين گونه مطالب از او صحيح به نظر نمىرسد . احتمالا اين گونه احاديث را براى بيان اهميت عباس ، در دورهء حكومت عباسيان بدون توجه جعل و وضع كرده‌اند . م .