الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
10
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( خليفهيى كه در قفس ميان وصيف و بغا - از سران تركان - قرار دارد و هر چه آن دو بگويند طوطىوار مىگويد . ) ولى سرانجام براى نجات موقت از قيامهاى علويان و فاطميان و خاندانهاى ايرانى ، تركان را تقويت كردند و نخست غزنويان و سپس سلجوقيان را بر ديگران ترجيح دادند و بديهى است كه روى كار آمدن طغرل سلجوقى كه به هنگام ديدار خليفه بر خاك جبين مىسايد و بر فرش او بوسه مىزند « 1 » براى خليفه سودمندتر است تا شنيدن تهديد عالمى آزاده و بزرگ چون سيد رضى كه مىفرمود : ما مقامى على الهوان و عندى * مقول صارم و انف حمى البس الذل في بلاد الاعادى * و بمصر الخليفة العلوى « 2 » نتيجهء تسلط مشتى بيابانى و سختگيرى نسبت به شيعيان و مخالفان بنى عباس چنان شد كه به قول بيهقى براى كشتن مردى چون حسنك وزير : « دو مرد پيك راست كردند با جامهء پيكان كه از بغداد آمدهاند و نامهء خليفه آورده كه حسنك قرمطى را بر دار بايد كرد و به سنگ ببايد كشت تا بار ديگر بر رغم خلفا هيچ كس خلعت مصرى نپوشد . » « 3 » در دورهء سلجوقيان دو مذهب حنفى ( مذهب پادشاهان ) و شافعى ( مذهب خاندان نظام الملك طوسى ) بر ديگر مذاهب ايران چيره بود و ميان همان دو گروه هم چنان تعصبى رايج بود كه از اين داستان كه در تجارب السلف آمده است مىتوان به چگونگى آن پى برد : « سلطان ملكشاه در اصفهان مدرسهيى بنا كرد در محلهء كران . چون خواستند بنويسند كه در اين مدرسه كدام طايفه باشند ، از سلطان پرسيدند . گفت : اگر چه من حنفى مذهبم اما اين چيز از براى خداى تعالى ساختهام ، قومى را مخصوص كردن و طايفهيى را ممنوع و محروم داشتن وجهى ندارد . بنويسند كه اصحاب هر دو امام ( ابو حنيفه و شافعى ) در اين مدرسه ثابت باشند على التساوى و التعادل . و چون سلطان مذهب امام ابو حنيفه داشت خواستند كه نام امام ابو حنيفه پيش از امام شافعى بنويسند ، خواجه نگذاشت ! و مدتى آن كتاب موقوف ماند و سلطان مىفرمود تا خواجه را رضا نباشد ، هيچ ننويسند . عاقبت بر آن قرار گرفت كه بنويسند : وقف على اصحاب الامامين ، امامى الائمه صدرى الاسلام . » « 4 » در حالى كه به قول استاد محترم دكتر ذبيح الله صفا همهء مدارسى را كه خود با نام نظاميه ساخته بود فقط وقف بر شافعيان كرد . براى اطلاع از عقيدهء نظام الملك در بارهء شيعيان اثنى عشرى به مطالب صفحات 200 تا 202 سياست نامه ، چاپ مرحوم عباس اقبال ، 1320 شمسى ، مراجعه شود كه نمودارى
--> ( 1 ) . تاريخ سلسلهء سلجوقى ، ترجمهء زبدة النصره و نخبة العصره بندارى ، ترجمهء آقاى محمد حسين جليلى ، ص 16 . ( 2 ) . ديوان سيد رضى ، چاپ بيروت ، ص 972 . ( 3 ) . تاريخ بيهقى ، چاپ 1356 شمسى ، مشهد ، مرحوم دكتر على اكبر فياض ، ص 232 . ( 4 ) . تجارب السلف هندوشاه ، ص 277 .