ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )
24
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )
سعد بن معاذ ( اوسى ) كه از سوى پيامبر اين مسئوليت را يافته بود ، همگى كشته شدند و اموالشان در ميان مسلمانان تقسيم گرديد « 1 » . اگر چه جنگ با يهوديان در شهر مدينه يكسره شد ، فصلهاى ديگر درگيرى در حجاز پايان نيافت . زيرا هنوز يهوديان پايگاههايى را در اختيار داشتند و در كمين مسلمانان نشسته بودند . در فصل دوم رويارويى با يهود ، سريهاى به فرماندهى على ابن ابى طالب ( ع ) به سوى بنى سعد بن بكر در فدك ، اعزام شد . بنا به روايت ابن سعد : « به رسول خدا ( ص ) خبر رسيد كه گروهى از آنان - يهوديان - مىخواهند به يهود خيبر يارى رسانند . او على ابن ابى طالب ( ع ) را در رأس يكصد جنگجو به سوى آنان روانه كرد . آنان شبها ره مىپيمودند و در روز به استراحت مىپرداختند . تا آنكه به « همج » كه چشمهاى بين خيبر و فدك بود رسيدند . پس بر آن گروه هجوم آورده و پانصد شتر و دو هزار گوسفند به غنيمت گرفتند و افراد قبيلهء بنى سعد گريزان شدند و كوچ كردند . » « 2 » و بدين ترتيب مسلمانان براى نبردى بزرگ با يهوديان در حجاز آماده شدند . و در طليعهء سال هفتم هجرى ، رسول خدا ( ص ) مقرر داشت تا به دژهاى مستحكم آنان در خيبر هجوم آورند . مستحكمترين دژ خيبر « القموص » نام داشت كه فرماندهى آن در دست مرحب بن حارث بود . يعقوبى از رسول خدا ( ص ) نقل مىكند : « فرمودند : « ان شاء اللّه فردا بيرق را به دست مردى كرّار - پيش تازنده - خواهم داد كه فرّار - گريزنده و بازپس بازپسنشين - نيست . خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش او را دوست مىدارند . از پاى نمىنشيند تا آنكه خدا به دستش فتح را نصيب ما گرداند . » و آنگاه بيرق را به دستان على ( ع ) داد ، كه مرحب يهودى را كشت و درب دژ را از جاى كند . درب دژ از چوبى ساخته شده بود كه چهار ذرع طول ، دو ذرع عرض و يك ذرع پهنا داشت . على ( ع ) آن را از جاى كند و به پشت سر خود افكند و وارد دژ گرديد و مسلمانان از پس او به درون دژ در آمدند . » « 3 »
--> ( 1 ) يعقوبى ، همان ، ج 2 ، ص 52 . ( 2 ) ابن سعد . همان ، صص 90 - 89 . ( 3 ) يعقوبى ، همان ، ص 56 .