ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )
19
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )
و اين چنين يثرب - مدينه - پيش روى مسلمانان گشوده شد كه پىدرپى به سويش شتافتند تا آنجا كه به جز رسول اكرم ( ص ) و ابو بكر و على ابن ابى طالب ( ع ) كس ديگرى در مكه باقى نماند . اين تحولات كه به صورت كاملا محرمانه انجام شد ، قريش را شگفت زده كرد و آنها را به هراس انداخت كه مبادا يثرب موقعيت دينى و اقتصادى مكه را از آنها بگيرد . و براى مقابله با اين اقدام مسلمانان ، تصميم گرفتند رئيس اين « دين » يعنى رسول خدا را بكشند . قريش نظر يكى از رهبران خود به نام ابو جهل بن هشام مخزومى را پذيرفتند كه مىگفت : « هر يك از قبيلهها جوانى نيرومند برگزينند . . . و به هر يك از آنان شمشيرى برنده بدهند . . . و آنگاه در يك ضربت مشترك او - پيامبر ( ص ) - را بكشند تا آسوده گيريم ؛ كه در اين صورت مسئوليت كشتن محمد ( ص ) بر دوش همهء قبيلهها قرار مىگيرد . » « 1 » ولى رسول خدا ( ص ) از اين توطئه آگاه شد و تصميم گرفت همان شب از مكه خارج شود و - به گفتهء طبرى - به على ( ع ) فرمود : « اى على ، بر بستر من بيارام و برد سبز حضرموتى مرا بر سر گير . . . رسول خدا ( ص ) به هنگام خواب آن برد را بر رو مىگرفت . » « 2 » اين حادثه نه فقط عمق رابطهء رسول خدا و پسر عمويش را نشان مىدهد ، بلكه بيانگر پيوستگى شديد على ( ع ) و اسلام و آمادگى هميشگى او براى فدايى شدن در راه آن است . سن على ( ع ) در آن هنگام بيست و دو سال و يا اندكى بيشتر بود . يعنى در اوج شور و نشاط جوانى به سر مىبرد ولى از همان موقع همهء آن شور و حماس را وقف بنيان دين خود ، يعنى اسلام نمود . و بدين ترتيب رسول خدا ( ص ) از پيگرد قريش رهايى يافت و به يثرب رسيد و در آنجا در منزل ابو ايوب انصارى اقامت گزيد . در اين هنگام على ( ع ) كه - تا آن زمان - آخرين فرد مهاجر بود ، با همراه داشتن خانواده رسول خدا ( ص ) كه دخترش
--> ( 1 ) طبرى ، ج 2 ، صص 372 - 371 . ( 2 ) همان .