ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )
5
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )
را كه امام رهبرى كرد - بجز شمار اندكى از افراد آن - نمايندهء انديشه و برنامهء او نبود . اين سپاه از مجموعهء قبايل تشكيل مىشد و امام پيش از رفتن به محل استقرارش در كوفه ، با آنان دربارهء طرفدارى از خود به مذاكره پرداخت . او براى مقابله با تجزيه و تقسيم دولت اسلام - پس از آنكه اين كار در اولين پايتخت خلافت غير ممكن شد - ناچار به ترك مدينه گرديد . سپاه على ( ع ) كه پايههاى اصلّى آن را قبيلههاى كوفى تشكيل مىدادند ، از نظر آگاهى و فهم سياسى چنان رشد نيافت كه به سطح « قضيهاى » كه با آن در مصاف بود برسد و در مقابل ، از همبستگى موجود در قبيلههاى شام كه رابطهاى ديرينه با معاويه و خاندان اموى داشتند نيز بىبهره بود . در اين تحقيق كوشيدهام تا از پرداختن به جزئيات معروف تاريخى بپرهيزم و صرفا به بيان بخشهايى از آن اكتفا كردهام كه بر جريان امور دلالت دارند و ممكن است به روشنتر شدن موضوع و تعميق مفاهيم بينجامد . راه براى اين كار خالى از مشكل نبود . بويژه كه نقل قولها و روايتها از اين مرحله ، با تاريخ سرشار از درگيريهاى شديدش ، جدا نبوده و به گونهاى از آن تحولات تأثير پذيرفتهاند . در اينجا براى مثال ، مورخ در برابر شخصيت عبد اللّه بن سبا قرار مىگيرد و در روايت مفردهاى كه در مورد آن نقل شده است حفرههاى وسيعى مىيابد كه كمترين آنها انحراف از طبيعت و منطق درگيرى و چالش در آن دوره است . البته مورخ نمىتواند هيچ متنى از تاريخ را ناديده انگارد و يا آن را از پيش روى خود بردارد ؛ ولى با خبرگى و فرهنگ و توانمندى خود نبايد به آسانى تسليم هر آن چيزى شود كه به تاريخ راه يافته است و آن را با همهء آشفتگى و نقصش بپذيرد . البته اين منحصر به مطالب آمده دربارهء ابن سبا نيست ، بلكه در مورد همهء متنهايى كه نيازمند نقد تاريخى هستند صادق است . تنها در اين صورت است كه راه براى استنتاج دريافت حقايق از آن گشوده مىگردد . هدف اين كتاب ، قرائت تاريخ امام على ( ع ) بر اساس يك نگرش علمى اصولى است و من آن را به عنوان مشاركتى متواضعانه در اين مسير عرضه مىدارم ؛ به اميد آنكه اين نوشته در توفيق براى از بين بردن ابهامات و يا بخشى از ابهاماتى كه در فضاى آن دوره گسترده شده است ، سهمى داشته باشد . مطالب اين كتاب در چهار فصل تقسيمبندى شده است : فصل نخست : پيش از اسلام ؛ فصل دوم : على ( ع ) و خلافت ؛ فصل سوم : نماى حكومت و انديشهء سياسى ؛ فصل چهارم : شخصيتها و ابهامات . در پايان بايد تأكيد ورزم كه موقعيت من در اين مسير دشوار ، جايگاه يك مورخ بىطرف و اصولى بوده است و نه چيز ديگر ؛ و هر چه غير از آن باشد ، از روى قصد نبوده و يا احساس خاصى مرا بدان نكشانده است - البته به استثناى ديدگاه برخى از متون تاريخى كه تنها خود در اين زمينه