صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

93

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) اينك خلاصه‌اى از آن آيات : الف : اقرار به توحيد و يكتا بودن خدا ؛ ب : ايمان به روز آخرت ؛ ج : پايدار ماندن در تهذيب و تزكيهء نفس ، تا انسان از زشتيها و آلودگيها بپرهيزد و به فرجام بد گرفتار نگردد و به كسب فضيلت‌ها و ارزشها و كردار نيك بپردازد . د : سپردن همهء كارها به خداى بزرگوار . ه : همهء اينها پس از ايمان به پيامبرى و به رهبرى بزرگوارانه و توجيهات شايان و رهايىبخش رسول خداست . ( 2 ) سرآغاز اين آيات ، نداى والاى آسمانى و دعوت خداى بزرگ متعال و فرا خواندن پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - براى امرى مهم و بيدار كردنش از خواب و خلوت و عزلت و دلگرمى به جهاد و مبارزه و قبول رنج و مشقت در اين راه است : « يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . قُمْ فَأَنْذِرْ » برخى گويند : يعنى ، آن كس كه زندگى را به خود اختصاص مىدهد ، در آرامش و آسايش مىزيد [ و به جامعه كارى ندارد ] . اما تو اى پيامبر ! كه اين بار بسيار سنگين را پذيرفته‌اى ؛ ديگر خواب و استراحت به تو چه ؟ به بستر نرم و گرم چه كار دارى ؟ زندگى آرام ، و جامهء نيكو به تو چه ؟ ! براى كار بسيار بزرگ و مهمى كه انتظارت را دارد و براى بر دوش كشيدن بار سنگين و سختى كه آماده شده است و براى تلاش ، رنج و بلا و مشقّت بپاخيز . بپاخيز . زمان خواب و استراحت گذشت . اكنون نوبت هوشيارى و شب‌زنده‌دارى پىدرپى ، جهاد و مبارزهء مستمر و مالامال از مشقت است . پس بپاخيز و در برابر اين فرمان آماده باش و خود را نشان ده . ( 3 ) اين مجموعه دستورات الهى ، دعوت بسيار عظيم و هراس‌انگيزى بود كه آسايش در بستر و كانون گرم و آرام خانه را از پيامبر سلب نمود ؛ تا او را در اقيانوس بىكران جامعه و دلهاى مردم ، در ميان بيم و هراس ، متوجه بار سنگين وظيفه‌اى كه به وى سپرده شده بود ، سازد . پيامبر قيام كرد و بيشتر از بيست سال ادامه داد . در اين مدت ، نه استراحت نمود و نه آرام گرفت . و در انديشهء زندگى آرام خود و خانواده‌اش برنيامد ؛ بلكه براى خرسندى آفريدگار