صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

78

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

شناخت و در حالى كه دستش را گرفته بود ، گفت : اين ، سرور و رحمت هر دو جهان است كه خداوند او را برمىگزيند . ابو طالب گفت : چگونه مىدانى ؟ گفت : وقتى از گردنهء ورودى شهر عبور كرديد ، سنگ‌ها و درخت‌ها به سجده درآمدند كه اين سجده بردن ويژهء پيامبران است و بس . من او را خاتم پيامبران مىدانم و در زير غضروف كتفش مهرى به گردى يك سيب وجود دارد كه ما در كتاب خودمان به آن پى برده‌ايم . از ابو طالب درخواست نمود كه او را به سرزمين شام نبرد ، مبادا يهود او را بشناسند و در صدد آزارش برآيند . ابو طالب با چند نفر از خدمتكارانش او را به مكه بازگرداند . « 1 » ( 1 ) جنگ فجار پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - پانزده سال داشت كه جنگ فجار ميان قريش و هم‌پيمانانش از كنانه و قيس عيلان روى داد . حرب پسر اميه ، در اين جنگ ، به خاطر موقعيّت سنّ و مقامش رهبر قريش و كنانه بود . در آغاز پيروزى نصيب قيس شد ؛ ولى در اواسط روز كنانه پيروز شدند . چون در ماه‌هاى حرام اتفاق افتاد و حرمت حرم را شكستند ، به جنگ فجار ، مشهور گشت . [ رسم عرب چنان بود كه در ماه‌هاى حرام از جنگ و خونريزى خوددارى مىورزيدند . ] در اين جنگ پيامبر حضور داشت و تير را براى عموهايش آماده مىكرد . « 2 » ( 2 ) حلف الفضول پس از جنگ فجار ، پيمان مشهورى به نام « حلف الفضول » در ماه ذىقعده از ماه‌هاى حرام روى داد . قبايل قريش : بنى هاشم ، بنى مطلب ، اسد پسر عبد العزى ، زهره پسر كلاب و تميم پسر مرّه ، براى اين پيمان دعوت شدند و در خانهء عبد اللّه پسر جدعان تيمى - كه مردى مهمان‌نواز و شايسته بود - گرد آمدند و پيمان بستند كه از ستمديدگان پشتيبانى كنند و نگذارند

--> ( 1 ) - مختصر سيرهء رسول ص 7 ، ابن هشام 1 / 183 - 180 . در برخى منابع آمده كه در اين سفر بلال نيز همراه پيامبر بوده است ؛ اما صحيح نيست . زاد المعاد / 1 / 171 . ( 2 ) - ابن هشام 1 / 187 - 184 . قلب جزيرة العرب ، ص 260 . محاضرات تاريخ امم اسلامى / 1 / 63 .