صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

618

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

در برابر سخنش صبر نشان مىداد . مىگفت : « هرگاه نيازمندى را به دنبال نياز خويش ديديد ؛ از او - به نيكى - پذيرايى كنيد . هيچ ستايشى از كسى انتظار نداشته باشيد ؛ مگر اين كه خود او از نيكىها تقدير كند . » « 1 » ( 1 ) خارجه پسر زند مىگويد : پيامبر در مجلس باوقارترين بود . پاهايش را دراز نمىكرد . سكوت طولانى داشت . تا احساس نياز نمىكرد حرف نمىزد . از كسى كه سخن نازيبا مىگفت دورى مىورزيد . به جاى قهقهه تبسّم بر لب داشت . سخنش ، حرف آخر و قاطع بود ، نه كم و نه زياد . يارانش نيز در محضر او به جاى قهقهه به پاس ادب و احترام و پيروى از او ، تبسم مىكردند . « 2 » كمالات پيامبر صفات بىمانندى بود كه به آن آراسته و مزين گشته و خداوند او را به نيكوترين شيوه ، تربيت و پرورش كرده بود . اين آيه در مقام ستايش او مىفرمايد : « وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . . . « 3 » » : به يقين تو خلق و خوى بسيار بزرگوارانه‌اى دارى . اخلاق و رادمنشىهاى پيامبر بزرگوار ، چنان بود كه روانها را به او نزديكتر و نزديكتر مىكرد و محبوب دلها مىگشت و رهبرى و سرورى او را تحقّق مىبخشيد و دلها به سويش پروبال مىزدند . كينه‌توزيها و دشمنىهاى قبايل مختلف را كاست و آن را - كم كم - به دوستى مبدل گردانيد تا اين كه : دسته دسته به دين خدا درآمدند . ( 2 ) اين ويژگيها و اين اوصاف بس كوتاه كه به آن اشاره شد ؛ پاره خطهايى است كه در رابطه با سرچشمهء فياض كمال و جمال برجستهء پيامبر ، خود را نماياند . [ اما ، بدان كه توصيف : ] حقايق شمايل و درس فضايل او و ترسيم حقيقت وجودى اين بزرگ پيامبر بشريّت در عالم هستى - كه به اوج قلّهء انسانى رسيده و از انوار الهى تجلّى يافته و به مقامى بس بىمانند نايل آمده بود - از توان و از عهدهء ما خارج است . پس همان به كه بار ديگر به اين تابلوى رنگين و آراستهء صورتگر هستى كه مىفرمايد : إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ، متوسل شويم .

--> ( 1 ) - كتاب شفاى قاضى عياض . 1 / 121 - 123 / شمايل ترمذى . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - قلم / 4