صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
613
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
تنگدستى نمىهراسيد . ابن عباس مىگويد : پيامبر از همه كس بخشندهتر بود . به خصوص ، در ماه رمضان كه جبرئيل به ديدارش مىشتافت و با او قرآن دوره مىكرد ؛ پيامبر آن چنان به نيازمندان كمك مىكرد كه سابقه نداشت . « 1 » جابر مىگويد : هرگز پيامبر در جواب كسى كه از او چيزى درخواست مىكرد ؛ نه ، نمىگفت . « 2 » ( 1 ) همه كس تابلوى دليرى ، شجاعت و رزمآرايى پيامبر را پيش رو دارد ، كه او در برابر دشواريها و فرار و گريزهاى عرصههاى نبرد دلاورترين مردم بوده است . بارها [ در عرصهء نبرد ] پهلوانان و نامداران از كنارش مىگريختند ، اما او ثابت قدم و استوار مىماند و از جايش حركت نمىكرد . در ميدان نبرد هميشه رو به دشمن بود و به آنان پشت نمىكرد و تزلزل و دودلى بر او چيره نمىگشت . طبعا هر انسان زرنگ و دلاورى - گاهى اوقات - مىگريخت و پا به فرار مىنهاد و به عقب بر مىگرديد ، مگر پيامبر كه همواره ثابت و پابرجا بوده است . على - رضى اللّه عنه - مىگويد : هرگاه آتش جنگ فروزان مىشد و چشم رزمندگان - از شدت - سرخ مىگرديد ، به پيامبر پناه مىبرديم . در وقت بحرانى ، كسى نزديكتر از پيامبر به [ محل ] دشمن نبود . « 3 » ( 2 ) انس مىگويد : شبى در مدينه مردم ، صداى مهيبى شنيدند . جمعى به دنبال صدا بيرون رفتند . در راه به پيامبر رسيدند كه از جهت صدا برمىگشت و بر اسبى بدون زين و برگ - از آن ابو طلحه - سوار بود و شمشير به گردن آويخته داشت و چنين فرمود : « نترسيد ، نترسيد . » « 4 » پيامبر بيشتر از همه كس داراى شرم و ادب بود . ابو سعيد خدرى مىگويد : شرم و ادب پيامبر از دوشيزگان با حجاب بيشتر بود . هرگاه چيزى را نمىپسنديد ، آثار آن در چهرهاش ديده مىشد . « 5 » هيچ وقت نگاهش را بر چهرهء كسى ادامه نمىداد . همواره چشم را فرومىهشت . بيشتر به سمت زمين نگاه مىكرد . نگاههايش بيشتر مستقيم نبود ؛ بلكه به نيمنگاه اكتفا مىنمود . از بس با شرم و آزرم بود ، چيزى كه خود نداشت بر زبان نمىآورد . هرگز نام
--> ( 1 ) - همان . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - شفاى قاضى عياض / اصحاب صحاح و سنن . ( 4 ) - صحيح مسلم و بخارى . ( 5 ) - صحيح بخارى .