صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

607

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) اخلاق و شمايل پيامبر پيامبر - سلام اللّه عليه - از جهت جمال و زيبايى ظاهرى و كمالات معنوى و اخلاقى از امتيازات فراوانى برخوردار بوده است كه بيان ، توان توصيفش را ندارد . اين دو وصف بارز ، دلهاى حيران و سرگشته و شتابان را در پى خود مىبرد . مردم در برابر عظمت و اجلال و حفظ و حراست او جانهايشان از بدن به پرواز در مىآمد و صفحات تاريخ دنياى كهن اين صفات ارزنده و منشهاى پسنديده را در وجود كسى ديگر نمىيابد . آن كسانى كه با او نديم و همنشين بوده‌اند ، او را تا مرز عشق و شيدايى دوست مىداشتند و در اين راه از دادن سر و ايثار جان - هرگز - نهراسيدند ؛ تا كوچكترين آسيبى به وجود مباركش عارض نشود . اين عشق و دوستى و اين كمالات اخلاقى نصيب كسى ديگر نگشته بود . اينك ، به طور موجز ، رواياتى كه در بيان جمال و كمال حضرت تدوين گشته ، برمىشمريم و اعتراف مىكنيم كه آوردن تمامى آن چه كه در اين باب گردآورى شده ، از توان ما خارج است . ( 2 ) امّ معبد خزاعى [ هم چون نقاشى چيره دست ، شمايل ] پيامبر خدا را كه هنگام مهاجرت از مكه به مدينه از كنار خيمهء آنان عبور كردند ، براى شوهرش ، اين گونه توصيف مىكند : « ظاهرش با طراوت ، چهره‌اش تابان ، خوش‌رفتار و نيكو سيرت بود . سر و شكم متناسب و به اندامش زيبايى مىبخشيد . نيك‌خوى و زيبا روى و داراى چشمانى سياه سرمه كشيده و مژگانى بلند بود . صدايى گيرا و گردنى افراشته ، ابروانى باريك و به هم پيوسته داشت . موى سر به سياهى مىزد . در وقت خاموشى وقارش چند برابر مىشد و هنگام سخن گفتن ، شكوه و هيبتش افزون مىگشت . از دور زيباترين ، خوش‌سيماترين و از نزديك نيكوترين و