صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
590
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
3 - سفارش سوم را راوى از ياد برده است ، و شايد سفارش سومى اين باشد كه : به قرآن و حديث متمسك شويد يا لشكر اسامه را به سوى مقصد اعزام نماييد ؛ يا از بردگان و كنيزان خودتان - به خوبى - مواظبت كنيد . پيامبر - سلام اللّه عليه - با وجود آن همه درد و المى كه داشت ، تا روز پنج شنبه ، چهار روز پيش از وفاتش ، تمام نمازهايش را با مسلمانان به جماعت مىخواند ؛ و آن روز نيز نماز مغرب را با مردم ادا كرد و سورهء مرسلات را در نماز تلاوت فرمود . « 1 » ( 1 ) نماز شامگاهان ، بيمارى حضرت سختتر شد و نتوانست به مسجد برود . عايشه مىگويد : پيامبر فرمود : آيا مردم نماز گزاردهاند ؟ گفتيم خير ، يا پيامبر خدا ! انتظار تو را دارند . گفت : تشتى آب برايم آماده كنيد . ما چنين كرديم . غسل كرد . برخاست به مسجد برود ؛ از هوش رفت . وقتى به هوش آمد ؛ گفت : مردم نماز گزاردهاند ؟ براى بار دوم و سوم غسل كرد و از هوش رفت . سرانجام ، نزد ابو بكر فرستاد كه با مردم نماز را به امامت بگزارد . ابو بكر در آن روزهاى پايانى حيات مبارك پيامبر ، امامت نمازهاى پنجگانه را كه جمعا هفده فرض نماز بود ، برگزار نمود . « 2 » عايشه - رض - سه تا چهار بار به خدمت پيامبر مراجعه كرد كه شايد امامت را به ابو بكر واگذار نكند ؛ عايشه مىگفت : ابو بكر مردى رقيق القلب است و صوتى آرام دارد و هنگام خواندن قرآن ، گريه سر مىزند به خصوص اگر در جاى تو به نماز ايستد شايد نتواند آن را ادامه دهد « 3 » و مبادا مردم امامت وى را به فال بد بگيرند . پيامبر نپذيرفت و گفت : شما زنان اطراف يوسف هستيد . به ابو بكر بگوييد با مردم به نماز ايستد . ( 2 ) يك دو روز پيش از رحلت روز شنبه يا يك شنبه ، پيامبر احساس كرد كه حالش خوب است و دردش سبك گشته . به كمك دو تن از يارانش براى نماز به مسجد رفت . ابو بكر در حال امامت بود . وقتى حضرت را
--> ( 1 ) - بخارى به نقل از امّ الفضل . ( 2 ) - آن هفده فرض ، شامل نماز : عشا در روز پنج شنبه ، نماز صبح در روز دوشنبه و نمازهاى پنجگانهء روزهاى جمعه ، شنبه و يكشنبه خواهد بود . ( 3 ) - ابن هشام / ابن كثير .