صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

548

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) وقتى كه پيامبر از دور نشانه‌هاى مدينه را مشاهده كرد ، گفت : آن ، طابه است . آن احد است ؛ همان كوهى كه ما را دوست مىدارد و ما آن را دوست مىداريم . خبر بازگشت پيامبر به مدينه ، به گوش مردم رسيد . زنان ، كودكان و كنيزان از شهر بيرون رفتند و با شور و عشق فراوان به استقبال لشكر اسلام شتافتند . و مىگفتند : « طلع البدر علينا * من ثنيّات الوداع وجب الشّكر علينا * ما دعا للّه داع » « 1 » پيامبر در ماه رجب به سوى تبوك حركت كرد و در ماه رمضان به مدينه بازگشت ؛ كه جمعا پنجاه روز طول كشيد . بيست روز در تبوك اقامت گزيد و بقيه را در رفت و برگشت سپرى كرد . اين جنگ ، آخرين نبرد پيامبر - سلام اللّه عليه - بوده است . ( 2 ) سرنوشت برجاىماندگان اين نبرد - با توجه به شرايط و ظرفيّت ويژهء خود - از سوى خدا آزمون مهمى به حساب مىآيد تا مؤمنان از ديگران ممتاز گردند و بازشناخته شوند . همواره قانون آفريدگار بر اين روش بوده است و در اين مورد مىگويد : « ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ . . . » « 2 » : [ خدا بر آن نيست كه مؤمنان را به اين ( حالى ) كه شما بر آن هستيد ، واگذارد ؛ تا آن كه پليد را از پاك جدا سازد . . . ] تمام مردان با ايمان راست كردار ، براى اين جهاد مهم ، آماده شدند و بازماندن و خوددارى از آن ، نشان نفاق و دورويى بود . اگر از شخصى نزد پيامبر سخن به ميان مىآمد كه در جنگ شركت نكرده بود ، مىفرمود : او را واگذاريد ؛ اگر خير و نيكى در نهادش موجود باشد ، خداوند او را به شما ملحق خواهد كرد و اگر غير از اين باشد ؛ شما را از دست او رهانيده است . ( 3 ) تنها كسانى در اين جنگ شركت نكردند يا بيمار بودند و يا توان جسمى نداشتند و يا اين كه : از منافقانى بودند كه خدا و پيامبر را تكذيب مىنمودند و بر پيامبر دروغ بسته بودند كه

--> ( 1 ) - معناى ابيات و نظر ابن قيم ، در بحث اولين ورود پيامبر به مدينه گذشت . ( 2 ) - آل عمران / 179 .