صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

539

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

مسلمانان نيروى بزرگترى به هم رسانند و خطرى غير قابل پيشگيرى به وجود آورند و در ميان اعراب همسايهء روميان نفوذ خود را بگسترانند ؛ آنان را از پاى در آورد . با توجه به اين گونه مصلحت‌بينىها ، هنوز يك سال از نبرد موته سپرى نشده بود كه قيصر ارتشى متشكل از روميان و اعراب وابسته به خويش را از غسّان و ديگران فراهم آورد و براى جنگى خونين و سرنوشت‌ساز آماده گرديد . ( 1 ) گزارش آمادگى روم و غسّان براى نبرد با مسلمانان اخبار آماده شدن روم براى جنگ سرنوشت‌ساز با مسلمانان ، پىدرپى به مدينه مىرسيد و هر آن بيم و هراس ، مسلمانان را در بر مىگرفت و هر گونه صداى ناشناسى كه به گوششان مىخورد ، تصور مىكردند هجوم روميان است . اين اوضاع در ماجرايى كه براى عمر بن خطاب رخداد ، بيشتر آشكار گشت : ( 2 ) در همان سال نهم ه پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - سوگند ياد كرده بود كه يك ماه از همسرانش دورى گزيند و در اتاق مخصوصى به سر برد . يارانش در ابتدا از حقيقت امر خبر نداشتند و چنان تصور مىكردند كه حضرت از همسرانش جدا شده است . از اين رو ، غم و اندوه و پريشانى همهء آنان را فرا گرفت . عمر بن خطاب - كه اين سرگذشت را نقل مىكند - مىگويد : يكى از دوستانم از انصار ، هرگاه من در مجلسى غايب مىبودم ؛ نزد من مىآمد و آن چه شنيده بود برايم مىگفت و هرگاه او در مجلسى حضور نمىداشت ، برايش خبر مىبردم . عمرو دوستش ، هر دو در قسمت بالاى شهر مدينه منزل داشتند و به نوبه به خدمت پيامبر مىرسيدند . عمر - رض - مىگويد : از يكى از شاهان غسّان - كه شايع بود به ما حمله مىكند - مىهراسيديم و اين قضيه ذهن ما را به خود مشغول كرده بود . در اين هنگام همان دوست انصارىام در زد و گفت : باز كن . باز كن . گفتم : غسّانىها هجوم آورده‌اند ؟ گفت : بلكه ناخوشايندتر از آن [ اتفاق افتاده است ] . پيامبر از همسرانش دورى گزيده است . « 1 »

--> ( 1 ) - صحيح بخارى .