صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

524

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

لشكريانى فرو فرستاد كه شما آنها را نمىديديد و كفرپيشگان را به رنج انداخت و كيفر ناسپاسان چنين است . ] ( 1 ) در تعقيب دشمن دشمن ، شكست خورد ؛ گروهى از آنان به طايف ، گروهى به نخله و گروهى به اوطاس متوارى شدند . پيامبر ، جمعى را به فرماندهى ابو عامر اشعرى براى تعقيب به اوطاس فرستاد . وقتى به هم رسيدند ، لحظاتى درگير جنگ شدند ، سپس مشركان شكست خوردند و ابو عامر فرماندهء مسلمانان نيز كشته شد . گروهى ديگر از سواركاران مسلمان ، شكست‌خوردگان را كه به سوى نخله راهى شده بودند ؛ دنبال نمودند . دريد پسر صمّه را يافتند و به دست ربيعه پسر رفيع از پاى در آمد . اما بيشتر فراريان مشرك ، به طايف پناه برده بودند كه پيامبر شخصا به آنجا حركت كرد . ( 2 ) غنايم اين نبرد در اين نبرد ، حدود شش هزار رزمجوى دشمن اسير شدند . از چارپايان بيست و چهار هزار اشتر و بيشتر از چهل هزار رأس گوسفند و از نقدينه چهار هزار اوقيه نقره به دست مسلمانان افتاد . به دستور پيامبر همه را در جعرانه جمع كردند و نگهدارى آن را به مسعود پسر عمرو غفارى سپرد و پس از جنگ طايف به تقسيم آن پرداخت . در ميان اسيران ، شيما ، دختر حارث و سعديه [ حليمه ] ، - خواهر شيرى پيامبر - بود . وقتى او را نزد پيامبر آوردند ؛ خود را معرفى نمود و پيامبر از روى نشانه‌اى كه توصيف كرد ، او را شناخت و مورد تفقّد و محبت قرارش داد و رداى خود را گسترد و شيما را روى آن نشاند . سپس بر او منّت نهاد و آزادش فرمود و او را نزد طايفه‌اش بازگردانيد .