صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

513

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

هند به خانه برگشت و بت شخصى خود را خرد كرد و گفت : تو مايهء فريب و بىراهه رفتن ما شدى . ( 1 ) مدت اقامت پيامبر در مكه و رهنمودهايش پيامبر ، پس از فتح مكه نوزده روز ماندگار شد و شعاير اسلام را تثبيت و تكميل كرد ، مردم را به سوى هدايت و پرهيزگارى راه نمود . در خلال آن مدت به ابو اسيد خزاعى فرمان داد تا محدودهء حرم الهى را از نو بازسازى و نشانه‌گذارى كند . و سريه‌هايى هم براى فراخواندن مردم به سوى اسلام و شكستن بت‌هاى اطراف مكه ارسال داشت و منادى در سرتاسر مكه ندا در داد كه هر كس به خدا و روز آخرت باور دارد ؛ بايد همهء بت‌هاى شخصى و خانگى را در هم شكند و به دور اندازد . ( 2 ) سريه‌ها و هيأت‌ها ( 3 ) 1 - پيامبر پس از فتح ، [ از تحكيم كار مسلمانان ] آسوده خاطر گشت و خالد پسر وليد را در بيست و پنجم ماه رمضان سال هشتم ه براى سرنگونى بت عزّى كه در نخله بود ، اعزام نمود . بت عزّى از بزرگترين بتها و از آن قريش و بنى كنانه بود كه بنى شيبان پرده‌دارى و خدمتكارى آن را داشتند . خالد سى تن سوار كار را با خود به نخله برد و عزى را منهدم كرد . وقتى به مكه بازآمد . پيامبر از او پرسيد : چيزى را ديدى ؟ گفت : خير ! پيامبر فرمود : پس بت عزى را نابود نكرده‌اى ؛ دوباره بازگرد و آن را سرنگون كن . خالد با حالت خشم و كينه و با شمشير برهنه بازگشت . وقتى به بتكدهء عزى رسيد ، زنى برهنه و سياه پوست با موهاى ژوليده از آنجا به طرف خالد بيرون آمد . پرده‌دار عزى نيز فرياد مىزد و به آن زن هشدار مىداد . خالد ، زن را با شمشير دونيم كرد و به خدمت پيامبر بازگشت . حضرت فرمود : آن زن ، عزى بود و ديگر برايش اميدى نماند كه كسى در سرزمين شما او را پرستش كند . ( 4 ) 2 - پيامبر ، عمرو پسر عاص را در همان ماه مبارك ، براى فرو كوبيدن بت « سواع » ارسال نمود . سواع ، بت طايفهء هذيل در ناحيهء رهاط بود و تا مكه سه مايل فاصله داشت . وقتى عمرو به