صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
498
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
شركت داشته است . اى عمر ! تو چه دانى ، شايد خدا به جنگاوران بدر خبر داده و در حقشان نيكى كرده باشد كه : هر چه مىخواهيد ، مىتوانيد ؛ چون شما را آمرزيدهام . » اشك از چشمان عمر جارى شد و گفت : خدا و پيامبر [ به اين كار ] دانا هستند . « 1 » اين گونه ، خداوند ، چشم و آگاهى را از خبرچينان برگرفت و هيچگونه خبرى از رزمآرايى مجاهدان اسلام به گوش مردم قريش نرسيد . ( 1 ) حركت لشكر اسلام پيامبر با ده هزار تن از يارانش ، روز دهم ماه رمضان سال هشتم ه مدينه را به طرف مكه به جا گذاشت و ابو رهم غفارى را [ براى امامت نمازها و رسيدگى به امور مسلمانان ] به جاى خويش نشاند . وقتى ، سپاه مدينه به « جحفه » يا فراتر از آن رسيد ؛ به عباس پسر عبد المطلب ، عموى پيامبر كه با زن و فرزندانش مسلمان شده بودند و به مدينه مهاجرت مىكردند ؛ برخورد نمودند . در « ابواء » نيز به پسر عمويش ، ابو سفيان پسر حارث و پسر عمهاش عبد اللّه پسر ابى اميه رسيدند . پيامبر به خاطر اذيّت و آزارى كه از دست اين دو چشيده بود ، از آنان روى برتافت . ام سلمه - رض - گفت : مبادا اين دو نفر در ارتباط با تو بدبختترين انسان واقع شوند . على - رضى اللّه عنه - به ابو سفيان حارث گفت : رو به روى پيامبر برو و آن چه را برادران يوسف به او گفتند ؛ تو نيز به پيامبر بگو : « تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ . » « 2 » : [ به خدا قسم ، خداوند تو را بر ما برترى داده است و ما قطعا خطاكار بوديم . ] بىگمان ، پيامبر دوست دارد از همه كس حرف بهتر و نيكوتر بگويد [ و تو را شيرينتر از آن ، جواب مىدهد . ] ابو سفيان چنين كرد و پيامبر - سلام اللّه عليه - در جواب او گفت : « . . . لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . » « 3 » : [ . . . امروز سرزنشى بر شما روا نيست ؛ خداوند شما را مىآمرزد و مهربانترين مهربانان است . ] ابو سفيان نيز ابياتى سرود كه از آن جمله است :
--> ( 1 ) - اين آيه نازل شد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ . . . » : اى اهل ايمان ! دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد . . . ( ممتحنه ، 1 ) ( 2 ) - يوسف / 91 . ( 3 ) - يوسف / 92 .