صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

49

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

وسط آنها نيايد . [ كه در اين صورت ] گويند : گوسفندها با هم پيوند زدند و پس از اين ده تا هر شكمى كه مىزاييد فقط مورد استفادهء مردان و پسران قرار مىگرفت ؛ مگر اين كه [ آن جنين مىمرد ] كه خوردن گوشتش براى مرد و زن جايز بود . ( 1 ) حامى ، شتر نرينه‌اى است كه ده مادهء پىدرپى و بدون فاصلهء نرى ، نتيجه مىداد ؛ كه نه سوارش مىشدند و نه كركش را قيچى مىكردند و آزاد و رها كردنش در ميان ساير شترها ضرب المثل بود و از او استفاده نمىشد . قرآن مىفرمايد : « ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ . » « 1 » : [ خدا ( چيزهاى ممنوعى از قبيل ) بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است ؛ ولى كسانى كه كفر ورزيدند ، بر خدا دروغ مىبندند و بيشترشان نمىانديشند . ] و : « وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا ، وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ . . . » « 2 » : [ گفتند : آن چه در شكم اين دامهاست اختصاص به مردان دارد و بر همسران ما حرام شده است . و اگر ( اين چنين ) مرده باشد ، همهء آنان ( از زن و مرد ) در آن شريك‌اند . . . ] ( 2 ) سعيد پسر مسيّب صريحا مىگويد : اين حيوانات ، به بتهايشان اختصاص مىيافت . گويند : عمرو پسر لحى ، اولين كسى بود كه اين گونه ، حيوانات را رها گذاشت .

--> ( 1 ) - مائده / 103 . بحيره : ماده شترى بود پنج شكم مىزاييد و پنجمين آنها ماده [ برخى گويند نرينه ] بود . گوش اين حيوان را مىشكافتند و رهايش مىكردند . شير و گوشتش براى زنان حرام و اگر پنجمين آنها نر مىبود ذبحش مىكردند و زن و مرد از گوشت آن مىخوردند . . . سائبه : ماده شترى بود كه صاحبش آن را نذر بتها مىكرد و آزادش مىگذاشت سپس آن را به خدمتكاران بيت مىبخشيدند و هركجا مىخواست مىچريد . سوارى و چيدن كرك و دوشيدنش ممنوع بود . . . وصيله : گوسفند يا شترى بود كه اگر اولين بار ماده مىزاييد مال صاحبش بود و اگر نر مىزاييد براى بتها و اگر هم نر و هم ماده مىزاييد مىگفتند : گوسفند ماده به گوسفند نر پيوست و ديگر از ذبحش چشم‌پوشى مىكردند . . . حامى : به حيوان نرى مىگفتند كه از آن براى آبستن كردن حيوانات ماده استفاده مىشد و اگر از نژاد آن ده نسل متولد مىشد ، آزادش مىنمودند و از هر آبى كه مىآشاميد و يا در هر علفزارى مىچريد ، كسى مانعش نمىشد . . . ( تفسير منير ، جلد 4 / قسمت 7 / ص 80 ) ( 2 ) - انعام / 139 .