صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
487
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
روشن مىگردد كه خالد بن وليد ، در اولين روز نبرد و در طول همان روز در برابر لشكر روم پايدارى نمود . او خوب ، درك كرده بود كه براى اين جنگ به نيرنگ نياز مبرم دارد ، تا بيم و هراس را در دل دشمن اندازد و بتواند مسلمانان را از آن گرداب هايل بيرون برد و روميان ، تعقيبشان نكنند . خالد مىدانست كه اگر مسلمانان متفرق شوند ، از چنگال دشمن به سختى مىرهند و در پى تعقيبشان بر مىآيند . ( 1 ) روز دوم ، خالد موقعيت لشكر را تغيير داد و از نو سازماندهى كرد : طليعه را با پسقراول سپاه عوض نمود و ميمنه و ميسره را نيز به جاى هم گمارد . وقتى دشمن ، مسلمانان را ديدند ؛ اين گروه ، در نظرشان تازگى داشت و گفتند : برايشان ، پشتيبان آمده است و هراسان شدند . پس از آن كه هر دو لشكر روياروى هم قرار گرفتند و ساعتى تيراندازى كردند ؛ خالد ، با نظم و ترتيب خاص ، كم كم لشكر را به عقب كشانيد و دشمن در پى تعقيب بر نيامد ؛ زيرا مىپنداشتند كه نيرنگ به كار مىبرند و مىخواهند با اين فنون جنگى ، آنان را به درون بيابان ببرند . « 1 » اين گونه دشمن به سرزمين خويش بازگشت و در صدد تعقيب برنيامد . مسلمانان هم به سلامت از آن گرداب رستند و به مدينه برگشتند . ( 2 ) كشتههاى دو طرف در اين نبرد ، دوازده رزمنده از مسلمانان كشته شد « 2 » ؛ ولى كشتههاى روميان معلوم نيست . فقط تفصيل نبرد چنان نشان مىدهد كه آمار كشتههايشان فراوان بوده است .
--> ( 1 ) - . . خالد بن وليد به دشمن حمله برد و آن قدر پيش رفت تا به فرماندهء قشون روم ، حارث پسر ابو شمير رسيد و او را كه ملك بن بلاوى خوانده مىشد ، با دست خود كشت . حملهء شديد خالد ، طورى مؤثر واقع شد كه به طور موقت تعرض نيروى متحد حارث شمير را متوقف كرد . چون روميان تصور مىكردند كه نيروى امدادى براى مسلمانان رسيده است كه اين گونه به تهاجم دست مىزنند . . . ( با حذف و اختصار ، محمد پيغمبرى كه از نو بايد شناخت ، ص 382 ) . ( 2 ) - آمار كشتههاى مسلمانان كه در ص 382 كتاب محمد ، پيغمبرى كه از نو بايد شناخت رقم زده ، بسيار دور از عقل و نقل است . ( مترجم )