صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
477
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) عمرهء قضا حاكم نيشابورى مىگويد : اخبار و روايات پياپى چنان نشان مىدهد كه اولين روز ماه ذىقعده ، پيامبر به يارانش امر كرد تا براى سفر قضاى عمرهء [ سال گذشته ] آماده شوند و تمام كسانى كه در حديبيه بودهاند ؛ شركت ورزند . همهء مسلمانان حديبيه - جز آن كس كه [ در اين فاصله ] شهيد شده بود - آماده گشتند . و عدهء ديگر از مسلمانان نيز همسفر شدند و - جز كودكان و زنان - آمارشان به دو هزار نفر رسيد . « 1 » پيامبر ، عويف ابو رهم غفارى « 2 » را در مدينه به جاى خويش گمارد و شصت نفر شتر را [ براى قربانى ] فراهم آورد و ناجيهء پسر جندب اسلمى را ساربان آنها كرد . در « ذو الحليفه » احرام عمره بست و تلبيه ( : لبيك ) را شروع نمود و مسلمانان با او همآوا شدند و مجهز و مسلح سفر را ادامه داد كه مبادا قريش خيانت ورزند و ترفندى ساز كنند . هنگامى به سرزمين يأجج رسيدند ؛ همهء ساز و برگ جنگى را مانند : سپر ، تير ، نيزه و . . . بر زمين نهادند و اوس پسر خولى انصارى را با دويست مرد رزمنده بر آنها گمارد و [ بقيهء مسلمانان ] هر يك تنها با شمشيرى به مكه وارد شدند . « 3 » ( 2 ) پيامبر خدا - سلام اللّه عليه - هنگام ورود به شهر مكه ، بر شتر قصوا سوار بود و مسلمانان شمشيرها را به گردن آويخته و پيرامون حضرت حلقه زده بودند و تلبيه مىگفتند . مشركان مكه از كوه « قعيقعان » در شمال كعبه بالا رفتند و مسلمانان را مىنگريستند . [ و حركاتشان را زير نظر داشتند ] ؛ و پيش خود مىگفتند : محمد ، هيأتى را وارد مكه مىكند كه
--> ( 1 ) - فتح البارى . ( 2 ) - عويف پسر اضبط ديلى . ( ابن هشام ، ج 2 ، ص 314 ) . ( 3 ) - فتح البارى / زاد المعاد .