صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
469
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) پيامبر ، يارانش را براى مقابله آماده نمود و صفآرايى كردند . پرچمى به حباب پسر منذر ، پرچمى به سهل پسر حنيف ، پرچمى به عبّاد پسر بشر و پرچم خود را به سعد پسر عباده داد و سپس اهل وادى القرى را به سوى دين اسلام فرا خواند . آنان خوددارى ورزيدند و مردى از ميانشان هم رزم خواست . زبير پسر عوام به ميدان رفت و او را از پاى در آورد . يكى ديگر آمد و زبير او را نيز كشت . نفر سوم به ميدان آمد كه على بن ابى طالب او را بكشت . تا يازده نفر از آنان كشته شد . هر بار كه يكى از آنان كشته مىشد ، پيامبر بقيه را - دوباره - به اسلام فرا مىخواند . وقتى نماز فرا رسيد پيامبر و مسلمانان نماز خواندند و سپس آن مردم را به دين اسلام و ايمان به خدا و پيامبر دعوت كرد و تا غروب جنگيدند . روز بعد ، پس از بر آمدن آفتاب ، وادى القرى فتح گرديد و اموالشان نصيب مسلمانان گشت . پيامبر ، چهار روز در آنجا مستقر گرديد و زمين و نخلستانهايشان را نيز به خودشان پس داد و هم چون خيبر با آنان مصالحه كرد . « 1 » ( 2 ) تيماء « 2 » وقتى يهوديان تيما خبر تسليم شدن خيبر ، فدك و وادى القرى را دريافت كردند ، هيچگونه مقاومتى نشان ندادند و از در صلح و تعهد در آمدند . [ و آن چه كه مردم خيبر و . . . پذيرفته بودند ] آنان نيز گردن نهادند . پيامبر برايشان چنين قراردادى نوشت : « اين نوشتهاى است از طرف محمد ، پيامبر خدا براى بنى عاديا كه : آنان در پناه دين اسلام هستند و تعهد سپردهاند كه خراج بپردازند ؛ با مسلمانان دشمنى نكنند [ و سر جنگ و ستيز نداشته باشند ] تا رانده نشوند . هر اندازه شب و روز طى شود ؛ اين پيماننامه مستحكمتر مىگردد . خالد پسر سعيد [ اين را ] نوشت . »
--> ( 1 ) - زاد المعاد . ( 2 ) - سرزمين حاصلخيزى است در شمال شبه جزيرهء عربستان و جنوب دومة الجندل . ( اعلام منجد )