صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
422
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) قربانى ، تراشيدن سر و كندن لباس احرام پس از پايان بستن صلح ، پيامبر تا سه بار به يارانش گفت : بپاخيزيد و قربانىها را ذبح كنيد . [ چون آنان بسيار نگران و دل شكسته بودند ، ] برنخاستند ؛ نزد ام سلمه رفت و قضيه را بيان نمود . ام سلمه گفت : اگر دوست دارى ، آنان اقدام كنند ؛ خودت قربانى را ذبح كن و سر بتراش و با كسى حرف مزن . پيامبر به پا خاست و چنين كرد . مسلمانان كه پيامبر را ديدند ، بلند شدند و قربانىها را سر بريدند و سر يكديگر را تراشيدند . هر شتر و يا هر گاو را براى هفت نفر قربانى كردند . پيامبر ، شترى را كه از آن ابو جهل بود [ و در تقسيم غنيمت به او رسيده بود ] و حلقهاى نقرهاى در بينى داشت ذبح نمود تا غصّهء دل بتپرستان گردد . پيامبر براى آنان كه سر تراشيدند سه بار و براى آنان كه سر كوتاه كردند يك بار رحمت فرستاد . « 1 » در اين سفر ، در شأن كعب ابن عجره و كسانى ديگر كه بيمار هستند و يا در سرشان ناراحتيى وجود دارد و ناچار مىشوند در وقت احرام سر بتراشند ؛ كفّاره نازل شد كه : روزه بگيرند ، يا صدقهاى بپردازند و يا قربانى بكنند . ( 2 ) خوددارى از بازگرداندن زنان مسلمان مهاجر پس از پايان قرارداد صلح ، جمعى از زنان با ايمان مكه نزد پيامبر آمدند . خويشاوندانشان نيز از پيامبر درخواست كردند [ برابر قرارداد صلح ] ، آنان را به مكه بازگرداند ؛ اما سخن آنان را مردود دانست چون در متن قرارداد چنين آمده بود : « . . . هر مردى از ما نزد تو بيايد ، هر چند بر سر دينت باشد ، او را به ما بازگردانى . » « 2 » بنابراين ، زنان - به صراحت - داخل اين بند قرارداد نشده بودند و خداوند هم [ در تأييد سخنان پيامبر ] آيهء زير را نازل كرد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ، اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ فَإِنْ
--> ( 1 ) - گفتند : چرا براى كسانى كه سر تراشيدهاند سه بار و براى كسانى كه سر كوتاه كردهاند يك بار آمرزش طلبيدى ؟ گفت : آنان كه سر تراشيدند [ در كارشان ] شك نكردند . ( ابن هشام ، ج 2 / ص 272 ) ( 2 ) - صحيح بخارى .