صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

402

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

ما قاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا . » « 1 » : [ منافقان و بيمار دلان مىگفتند : خدا و پيامبرش جز فريب به ما وعده‌اى ندادند . . . اينان ( چنين ) مىپندارند كه هنوز گروه مشركان همدست ( از صحنه به در ) نرفته‌اند و اگر ( اين ) دسته‌هاى دشمن بازگردند ؛ آرزو مىكنند : كاش ميان اعراب باديه‌نشين بودند و از اخبار ( مربوط به ) شما جويا مىشدند و اگر در ميان شما بودند ، جز اندكى ، كارزار نمىكردند . ] ( 1 ) بىترديد تمام دشمنان اسلام از يهود ، منافقان و بت‌پرستان - به خوبى - مىفهميدند كه سبب پيروزى اسلام ، برترى امكانات مادى ، فراوانى اسلحه ، لشكر و ساز و برگ جنگى نبود ؛ بلكه ارزشهاى رفيع معنوى ، اخلاق و الا و نمونه‌هايى است كه جامعهء اسلامى و هر كس كه به اين دين پيوند داشته باشد ؛ از آن برخوردار است و سرچشمهء اين سعادت سرمدى ، پيامبر بزرگوار است كه تا سرحد اعجاز و نمونهء كامل و اعلاى بشريت مىباشد . و همچنين مىدانستند پشتيبانى و سكّان ادارهء اين پنج سال دفاع و نبرد و سرنوشت اين دين و پيروانش از طريق اسلحه و ساز و برگ جنگى به دست نيامده بود ؛ با اين وصف جنگ تبليغاتى گسترده‌اى از جهت اخلاق و عادات و رسوم جامعه ، عليه اين دين ، به راه انداختند و شخصيت پيامبر را اولين هدف اين تصميم شوم قرار دادند . منافقان به رهبرى عبد اللّه پسر ابى در صف مسلمانان ، ستون پنجم « 2 » بودند و در مدينه مىزيستند و هر لحظه با آنان ارتباط داشتند و احساساتشان را آشفته و پريشان مىكردند . ( 2 ) دسيسه‌هاى منافقان پس از احزاب ، هنگامى كه پيامبر با ام المؤمنين ، زينب دختر جحش - كه زيد پسر حارثه او را طلاق گفت - ، ازدواج نمود ؛ بسيار روشن گشت . از رسوم و عادات عرب آن زمان بود كه فرزند خوانده را هم چون فرزند صلبى به حساب مىآوردند و اعتقاد

--> ( 1 ) - احزاب / 20 - 12 . ( 2 ) - الطّابور الخامس : فوج ، تعدادى لشكر از 800 تا 1000 نفر . ستون پنجم دشمن . اين اصطلاح از زمان جنگ داخلى اسپانيا رايج شده است .