صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

374

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) در كندن خندق ، نشانه‌هايى از نبوت پديدار مىگشت : جابر پسر عبد اللّه ، پيامبر را - در خندق - ديد كه ضعيف شده بود . گوسفندى ذبح كرد و زنش مقدارى نان جو فراهم آورد و از پيامبر تقاضا نمود با چند نفر از يارانش به منزل او بيايند و از گوشت بريان تناول كنند . پيامبر دستور داد ، اهل خندق را - كه هزار نفر « 1 » بودند - با خبر كنند و به خانهء جابر بروند . همهء آنان ، دسته دسته از آن غذا سير خوردند و بازگشتند و ظرف گوشت و سفره نان نيز به حال خود باقى مانده بود . « 2 » خواهر نعمان پسر بشير ، با دو مشت خرما به خندق رفت تا دائى و پدرش آن را بخورند . از كنار پيامبر رد شد . پيامبر ، او را صدا زد و خرما را از او گرفت و آن را روى پارچه‌اى پهن كرد و اهل خندق را براى خوردنش فرا خواند . آنان از خرما خوردند و سر كار رفتند . و خرما - مرتب - زياد مىشد و از اطراف پارچه مىريخت . « 3 » مهمتر از اين دو ، آن است كه در كتاب بخارى از جابر روايت مىكند كه گويد : من روز خندق كار مىكردم . سنگ بزرگى پديدار گشت . [ و مانع كار شد ] . پيش پيامبر رفتند و او را با خبر كردند . حضرت آمد و از گرسنگى ، سنگى را روى شكم بسته بود . و ما هم چيزى نخورده بوديم . پيامبر كلنگ برداشت و بر سنگ زد و آن را خرد و تكه تكه كرد . ( 2 ) براء مىگويد : مسلمانان در خندق به سنگ بزرگى برخورد نمودند كه كلنگ و وسايل كار آن را از زمين نمىكند ؛ پيش پيامبر ، شكايت برديم . آمد و كلنگ در دست گرفت و گفت : « بسم اللّه » و ضربه‌اى به سنگ وارد آورد [ و قسمتى از آن جدا شد ] و تكبير سر داد و گفت :

--> ( 1 ) - مسلمانان حاضر در آن ضيافت را ، هزار نفر گفته‌اند ؛ اما به دو دليل جمعا سه هزار نفر در كندن خندق كار كرده‌اند : الف : طول خندق 12 هزار ذراع ، معادل 6 هزار متر بوده و هر ده نفر به حفر 40 ذراع ملزم بوده‌اند . با اين حساب ، سه هزار نفر در آن كار كرده‌اند . ؟ ؟ ؟ ب : وقتى كار خندق پايان يافت ، پيامبر با سه هزار تن از مسلمانان از شهر خارج شد و به كوه « سلع » - ميان خندق و مدينه - رفت و پشت به كوه در برابر دشمن مشرك صف‌آرايى كرد . ( مترجم ) ( 2 ) - بخارى / ابن هشام . ( 3 ) - ابن هشام مرجع دوم .