صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

37

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

و قيدار « 1 » ، اين رهبرى و فرمانروايى را ادامه دادند و بعد از اين دو ، مضاض پسر عمرو جرهمى ، پدربزرگ مادرى آنان ، سرپرستى مكه را به عهده گرفت . فرزندان اسماعيل [ در ميان مردم جرهم و اطراف مكه ] بسيار مورد احترام بودند ؛ چون پدرشان خانهء خدا را بنا كرده بود و [ هم چون ساير فرمانروايان ] حكومت نمىكردند . « 2 » ( 1 ) روزگارى به سر آمد و اوضاع فرزندان اسماعيل و وضعيّت قوم جرهم كمى پيش از آمدن بختنصر رو به ناتوانى آورده بود و ستارهء سياسى عدنان در آن عصر ، به دليل جنگ بختنصر با عرب در ذات عرق مىدرخشيد ؛ چون رهبرى مردم عرب از دست جرهم به در رفته و در دست عدنانيان بود . « 3 » ( 2 ) پسران عدنان در جنگ دوم بختنصر ، در سال ( 587 ق . م . ) در يمن متفرق شده بودند و « برمياه » يكى از پيامبران خدا با معد به شام رفت . وقتى زورگويى بختنصر معلوم شد معد به مكه بازگشت [ كه در آن هنگام ] از خانوادهء جرهم غير از جرشم ، پسر جلهمه كسى در مكه باقى نمانده بود . معد با دختر جرشم ، به نام معانه ازدواج كرد و از او پسرى به نام نزار به دنيا آمد . « 4 » ( 3 ) اوضاع جرهميان در مكه پس از آمدن بختنصر خراب گشت و به تنگ آمدند و به زايران خانهء خدا و نمايندگانى كه از اطراف وارد مكه مىشدند ستم مىكردند و اموال كعبه را حلال مىدانستند . « 5 » اين كار ، خشم عدنانيان را برانگيخته بود . وقتى خزاعه در مرّ الظهران فرود آمدند ، ديدند كه عدنانيان از جرهمىها نفرت فراوان دارند ، از آن فرصت استفاده نمودند و به يارى آنان برخاستند . خانوادهء عدنانيان عبارت بودند از : فرزندان بكر ، پسر عبد مناف پسر كنانه كه به جنگ جرهم قيام نمودند تا آنان را از مكه بيرون كردند و خود در اواسط قرن دوم ميلادى ، فرمانرواى مكه شدند . ( 4 ) هنگامى كه جرهمىها به ترك مكه ناچار شدند ؛ دهانهء چاه زمزم را مسدود و آثارش را

--> ( 1 ) - يا قيدار بعد نابت . ( 2 ) - قلب جزيرة العرب / ص 237 - 230 و ابن هشام . ابن هشام مىگويد از ميان فرزندان اسماعيل فقط نابت سرپرستى مكه را داشت . ( 3 ) - قلب جزيرة العرب ص / 230 . ( 4 ) - رحمة للعالمين / 2 / 48 . ( 5 ) - قلب جزيرة العرب / ص 231 .