صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

364

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

شما هرگز از كسى فرمان نخواهيم برد ؛ و اگر با شما كارزار شود ، قطعا شما را يارى خواهيم كرد . . . ] و گروه قريظه و هم‌پيمانانتان از طايفهء غطفان ، شما را يارى مىكنند . ( 1 ) يهود به خود قوّت دادند و تصميم گرفتند با مسلمانان از در مخالفت درآيند . رئيس آنان ، حيى پسر اخطب ، به سخن عبد اللّه پسر ابى ، چشم طمع دوخت و به پيامبر سفارش كرد كه : ما از سرزمين خويش بيرون نخواهيم رفت . هر چه مىخواهى ، بكن . بىگمان [ فشار و مشكلات پياپى ] موقعيّت مسلمانان را به تنگ آورده بود و درگيرى با دشمن در اين برههء تلخ تاريخ ، سرانجام مطلوبى نداشت و ديديم كه دشمنى و خون‌آشامى برخى از طوايف عرب ، چه طور فرستادگان پيامبر را لت و پار كرد . و اين كه : يهود بنى نضير از نيرو و توانى برخوردار بودند كه تسليم شدنشان بعيد به نظر مىرسيد و جنگ با آنان همراه گرفتاريهاى نهانى بود ؛ اما حادثهء رجيع و بئر معونه ، حساسيت مسلمانان را برافروخته بود و كينهء خيانت‌پيشگان را در دل داشتند كه چرا [ بىدليل ] آن ياران برگزيدهء پيامبر را قتل عام كردند ؟ ! بنابراين - پس از سوء قصد بنى نضير به جان پيامبر - تصميم گرفتند با آنان بجنگند ؛ تا فرجام كار چه پيش آيد ! ! ( 2 ) وقتى پيامبر - ص - جواب حيى پسر اخطب را شنيد ؛ تكبير سر زد و مسلمانان هم تكبير گفتند و سپس براى پيكار با آنان ، مهيا شد و ام مكتوم را براى انجام امور مدينه تعيين كرد و پرچم را به دست على - ع - داد و به سوى بنى نضير به راه افتادند و آنان را به محاصره در آوردند . يهوديان به قلعه‌هايشان پناه بردند و سنگر گرفتند و با تير و سنگ مىجنگيدند . درختان خرما مانع پيشروى مسلمانان بود . پيامبر دستور داد ، آن‌ها را قطع كردند و سوزاندند . حسّان مىگويد : « براى بزرگان لوى سوزاندن نخلستان مزاحم بنى نضير ، آسان بود . » قرآن در اين باب مىگويد : « ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ . . . » « 1 » : [ آن چه از درختان خرما بريديد يا آنها را ( دست نخورده ) بر پايه‌هايشان بر جا نهاديد ، به فرمان خدا بود . . . ] ( 3 ) طايفهء قريظه از جنگ به زيان مسلمانان دورى گرفتند . عبد اللّه ابى و هم‌پيمانانشان ، چون

--> ( 1 ) - حشر / 5 .