صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
320
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) نبرد در ساير جاها در حالى كه عمدهء نبرد پيرامون پرچم مشركان دور مىزد ، نبرد شديدى نيز در ساير نقاط رزمگاه به وقوع مىپيوست و روح ايمان و اعتقاد بر صفهاى مسلمانان حاكم مىگشت و هم چون آب روان رودخانه به سوى لشكر دشمن سرازير مىشدند و هر گونه موانع سر راه را در هم مىشكستند و خطاب به هم اين شعار را مىگفتند : « أمت ، أمت « 1 » » . ابو دجانه با دستار سرخ و شمشير به دست آمد و تصميم داشت حق آن شمشير پيامبر را ادا كند . پيكار نمود و پيشروى كرد و هر مشركى را مىيافت او را مهلت نمىداد و صفوف مشركان را سخت در هم مىشكست . زبير پسر عوام - رض - مىگويد : وقتى از پيامبر آن شمشير را درخواست نمودم به من نداد و به ابو دجانه داد ؛ پيش خود گفتم : من پسر صفيه و عمهزادهء پيامبر و از قريشم و قبل از ابو دجانه آن شمشير را تقاضا كردم . بايد بفهمم كه : ابو دجانه چگونه شمشير زنى است ؟ به دنبال او به راه افتادم ؛ دستار سرخ رنگش را بيرون آورد و به دور سر پيچيد . انصار [ كه او را ديدند ، ] گفتند : ابو دجانه دستمال مرگ را بيرون آورد . او اين ابيات را زمزمه مىكرد : « من همانم كه عزيزم در دامنهء كوه و در كنار نخلستان از من پيمان گرفته كه در آخر صف قرار نگيرم [ بلكه پيشاپيش لشكر باشم ] و با اين شمشير خدا و رسول هم چون جوانى گرانمايه و پيشوا و بزرگ پيكار كنم . » « 2 » ( 2 ) ابو دجانه به هر مشركى مىرسيد از پا درش مىآورد . مردى از مشركان به هر مجروحى مىرسيد به او حمله مىبرد . [ در اين اثنا او و ابو دجانه ] به هم نزديك مىشدند . از خدا خواستم ابو دجانه از او نگذرد . به هم برخوردند و دو ضربه را رد و بدل كردند . آن مشرك ضربهاى به ابو دجانه وارد آورد . او سپر انداخت و ضربه را دفع نمود و ضربهاى بر پيكر
--> ( 1 ) - اين شعار ، در اينجا رمز صدا زدن يكديگر در ميدان نبرد ، براى شناسايى بود . ( پابرگ ص 61 ، ج 2 ، ابن هشام ) ( 2 ) - معناى ابيات را از ج 12 لسان العرب بر گرفتهام . أنا الّذى عاهدنى خليلى * و نحن بالسّفح لدى النّخيل أن لا أقوم الدهر فى الكيول * أضرب بسيف اللّه و الرّسول .