صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
312
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
امتناع ورزيدند . قرآن مىفرمايد : « إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ . » « 1 » : [ ياد آر آن هنگام كه دو گروه از شما بر آن شدند كه سستى ورزند با آن كه خدا ياورشان بود . مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند . ] ( 1 ) عبد اللّه پسر حرام - پدر جابر - در صدد برآمد كه عبد اللّه سلول و پيروانش را نصيحت كند تا در اين شرايط حسّاس به وظيفهء خود عمل نمايند . آنان را دنبال كرد و هشدار داد و بر بازگشت به ميان لشكر مسلمانان تشويق نمود و گفت : بياييد در راه خدا كارزار كنيد [ و از كيان وطن و خانواده ] به دفاع برخيزيد ؛ اما آنان در پاسخ گفتند : اگر مىدانستيم كه شما به ميدان نبرد مىرويد ، به مدينه بازنمىگشتيم . [ يعنى ، شما هم فرار مىكنيد ( ! ) ] عبد اللّه پدر جابر - رض - برگشت و گفت : مرگ بر شما ، دشمنان خدا ! به يقين ، خداوند ، پيامبرش را از ياورى شما بىنياز خواهد كرد . قرآن دربارهء منافقان چنين مىگويد : « وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نافَقُوا وَ قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا ، قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناكُمْ ، هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمانِ ، يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ، وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ . » : [ همچنين كسانى را كه دو رويى نمودند ، معلوم بدارد كه چون به آنان گفته شد : بياييد در راه خدا بجنگيد يا دفاع كنيد . گفتند : اگر مىدانستيم جنگى خواهد بود ، مسلما از شما پيروى مىكرديم . آن روز ، آنان به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان . به زبان چيزى مىگويند كه در دلهايشان نيست . و خداوند به آن چه نهان مىدارند ، داناتر است . ] ( 2 ) لشكر اسلام به طرف احد مىرود پس از سرپيچى كردن و جدا شدن عبد اللّه سلول [ از صف مسلمانان ] پيامبر ، بقيهء لشكر را - كه هفتصد رزمنده بود - به سوى دشمن سوق داد . اردوگاه دشمن در مناطق مختلف ، ميان مسلمانان و احد ، قرار داشت . پيامبر فرمود : چه كسى از راهى نزديك [ و نهان از چشم دشمن ]
--> ( 1 ) - آل عمران / 122 .