صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
245
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
زمين نهد ( و نبرد پايان پذيرد . ) . چنين است ( دستور خدا ) ؛ و اگر خدا مىخواست ؛ از ايشان انتقام مىكشيد ؛ ولى ( فرمان نبرد داد ) تا برخى از شما را به برخى ديگر بيازمايد . و كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند ، هرگز اعمالشان را تباه ( و بىمقدار ) نخواهد كرد . به زودى آنان را هدايت مىكند و حالشان را نيكو مىگرداند ؛ و به بهشتى كه برايشان وصف كرده ، آنان را در مىآورد . اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، اگر ( دين ) خدا را يارى كنيد ، شما را يارى مىدهد و گامهايتان را استوار مىدارد . ] ( 1 ) پس از اين آيات ، خداوند كسانى را سرزنش مىكند كه هنگام شنيدن فرمان نبرد ، دلهايشان به تپش و لرزه شروع مىكند : « . . . فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فِيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ « 1 » . . . » « 2 » [ . . . چون سورهاى صريح نازل شد و در آن نام كارزار آمد ؛ آنان كه بيمار دل هستند ، مانند كسى كه به حال بيهوشى مرگ افتاده به تو مىنگرند . ] ( 2 ) پذيرفتن پيكار [ با دشمن ] و علاقه به آن و آمادگى براى نبرد ، عين همان چيزى است كه اوضاع و احوال مقتضى آن خواهد بود ؛ و اگر در كنار اين موارد ، رهبرى باشد كه شرايط را براى سربازانش در راستاى آمادگى و در وقت ضرورت بيان كند ، چگونه پروردگار داناى بلند پايه ، راه را به مسلمانان نشان نمىدهد ! پس شرايط مقتضى است كه بايد پيكارى خونين ميان حق و باطل ايجاد گردد . واقعهء سريهء عبد اللّه حجش ضربهء محكمى بر پيكر غيرت و مردانگى مشركان زد و دل آنان را به درد آورد و به دور هم گردشان نمود . ( 3 ) آيات جهاد ، به نبرد خونبار اشاره مىكند كه فرجام كار ، پيروزى و چيرگى از آن مسلمانان است . ببين كه خداوند به مسلمانان امر مىكند : آن گونه كه شما را از مكه بيرون كردند ؛ شما نيز آنان را بيرون كنيد . و به آنان احكام و دستورات را آموخت كه لشكريان پيروز چگونه با اسيران رفتار نمايند و چگونه دشمن را از پاى درآورند ؛ تا در كارزار ، اسلحهها بر زمين
--> ( 1 ) - محمد / 2 ( 2 ) - استاد ابو الاعلى مودودى در تفهيم القرآن تحقيقى مستدل دارد و آن ، اين كه : سورهء محمد پيش از واقعهء بدر نازل شده است .