صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
242
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) عبد اللّه حركت نمود تا به نخله رسيد . قافلهء قريش كه بار شترهايشان خشكبار و چرم دباغى شده بود ؛ از آنجا گذشت . افراد قافلهسالاران : عمرو پسر حضرمى ، عثمان و نوفل ، پسران عبد اللّه پسر مغيره و حكم پسر كيسان غلام بنى مغيره بودند . مسلمانان با هم به گفتگو نشستند و گفتند : اكنون در آخرين روز ماه رجب ، ماه حرام قرار داريم ؛ اگر با آنان پيكار كنيم ، حرمت ماه حرام را مىشكنيم و اگر امشب كارى نكنيم ؛ به حرم مىرسند و مىرهند . سرانجام تصميم گرفتند با آنان برخورد نمايند . يكى از مسلمانان تيرى به سوى عمرو پرتاب نمود و او را از پاى درآورد و عثمان و حكم را دستگير كردند و نوفل پا به گريز نهاد و مسلمانان با اموال به دست آورده و اسير به مدينه بازگشتند و خمس ( 5 / 1 ) آن را [ براى پيامبر ] جدا كردند . اين اولين خمس ، اولين مقتول و اوّلين اسيرى بود كه به دست مسلمانان افتاد . پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - اين رفتار را نپسنديد و فرمود : به شما نگفته بودم كه در ماه حرام پيكار كنيد و غنيمت و اسير بگيريد . ( 2 ) مشركان ، مسلمانان را به شكستن حريم ماه حرام متهم نمودند و در اين باره سر و صدا راه انداختند ؛ تا اين كه آيه نازل شد و سخنانشان را در هم كوبيد و رفتار ناپسندشان را از كارى كه برخى از مسلمانان مرتكب آن شده بودند ، بسى بزرگتر خواند : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ ، قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ . . . » « 1 » : [ از تو دربارهء ماهى كه كارزار در آن حرام است ؛ مىپرسند . بگو : كارزار در آن ، گناهى بزرگ و بازداشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و بازداشتن از مسجد الحرام ( : حج ) و بيرون راندن اهل آن از آنجا ، نزد خدا [ گناهى ] بزرگتر و فتنهء ( : شرك ) از كشتار [ نارواتر و ] بزرگتر است . . . . ] ( 3 ) اين آيه صراحت دارد ، داد و فريادى كه مشركان براى برانگيختن شك و شبهه در سيره و روش پاك مبارزان اسلام جعل كردند ؛ نارواست چون خود آنان تمام معيارها و ارزشهاى مقدس را ، در جنگ و پيكار با اسلام و شكنجه و آزار دادن پيروانش ، زير پا گذاشتند . مگر همين مسلمانان مهاجر ، - در گذشته - اهل حرم نبودند كه مشركان زندگى و اموالشان را گرفتند
--> ( 1 ) - بقره / 217 .