صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

222

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

جواب دادند : او داناترين و پسر داناترين ، سرور و برگزيده‌ترين و بهترين ماست . پيامبر فرمود : آيا مىدانيد كه عبد اللّه مسلمان شد ؟ دو بار يا سه بار گفتند : پناه بر خدا از كار او . در اين اثنا عبد اللّه بر آنان درآمد و گفت : گواهى مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست و گواهى مىدهم محمد فرستادهء خداست . يهوديان به بدگويى عبد اللّه زبان گشودند . عبد اللّه - رضى اللّه عنه - گفت : اى قوم يهود ! از خدا پروا كنيد . سوگند به خدا شما مىدانيد كه محمد ، فرستادهء اوست و بر حق آمده . گفتند : دروغ مىگويى . « 1 » ( 1 ) اين نخستين آزمونى بود كه پيامبر در اولين روز ورودش به مدينه ، از ملّت يهود ديد . تا اينجا [ چشم‌اندازى از جهت ] موقعيت داخلى مدينه به حساب مىآمد ؛ اما موقعيت خارجى ، همان دشمن‌ترين نيروى ضد اسلام قريش در مكه بود . قريش با داشتن حدود ده سال تجربه - از زمانى كه مسلمانان را در اختيار داشتند - انواع شيوه‌هاى ترساندن و تهديد ، سخت‌گيرى ، در تنگنا و گرسنگى قرار دادن ، تحريم اقتصادى و بيرون كردن به شعب ابى طالب و . . . ، شكنجه و آزار دادن ، حمله بردن ، حسد و كينه همراه با تبليغ گسترده و منظم را عليه آنان به كار گرفته بودند . زمانى كه مسلمانان به مدينه مهاجرت كردند ، قريش املاك و اموالشان را مصادره نمودند و ميان آنان و زنان و كودكانشان جدايى افكندند . زندانى كردند و شكنجه دادند . و به اين‌ها هم اكتفا ننمودند ؛ بلكه دربارهء پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - و دعوتش با جرأت و بىشرمى توطئه‌ها كردند و حكم قتل حضرت را دادند . و براى اجراى اين نقشهء شوم از هيچ كوششى فروگذار نكردند . ( 2 ) پس از اين همه رنج و مشقّت - وقتى مسلمانان حدود 500 كيلومتر از مكه دور افتادند - باز قريش دور سياسى جديدى از سر گرفتند كه [ گويا ] رياست دنيوى و رهبرى دينى اعراب را - با همان اوصافى كه در حرم ساكن مانده‌اند و همسايهء خانهء خدا و پرده‌دار آن هستند - ، به عهده خواهند داشت . پس مشركان جزيرة العرب را فريفته و بر ضد اهل مدينه وادارشان كرده بودند ؛ تا اين كه مدينه در موقعيت نوعى تحريم اقتصادى قرار بگيرد و وارداتش كاسته شود . به ويژه در آن زمان كه تعداد مهاجران روز به روز افزون مىگشت . به راستى وضعيّت جنگى ، در ميان آن سركشان خودبين مكى و ميان مسلمانان در

--> ( 1 ) - بخارى .