صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
185
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) تأكيد در راستاى اهمّيّت پيمان پس از پايان گفتگو پيرامون شرايط پيمان و متحد شدن در اين راه ، دو مرد از اولين گروه پيشتاز كه در سالهاى يازدهم و دوازدهم بعثت مسلمان شده بودند ؛ بپاخاستند تا اهمّيّت اين مسئوليت را به حاضران برسانند و پيمان روشنى ببندند و توانهاى قوم را در راستاى فداكارى و پايدارى بشناسانند ، آن دو بزرگوار ، در اين كار تأكيد ويژهاى داشتند . ( 2 ) ابن اسحاق مىگويد : هنگامى كه مردم براى بستن پيمان با پيامبر گرد آمدند ، عباس پسر عباده پسر نضله گفت : مىدانيد براى چه با اين مرد پيمان مىبنديد ؟ گفتند : بله ! گفت : شما پيمان مىبنديد كه با تمام مخالفانش [ از هر گروه و دسته ] جنگ كنيد . اگر زهرهء اين كار را در خود نمىبينيد و وقتى اموالتان از دست رفت و كشته شديد ؛ پيامبر را به دست دشمن مىدهيد ، هم اكنون از او دور شويد و گرنه در هر دو سرا زيان مىبينيد . و اگر مىدانيد به پيمان خود پايبند و وفادار خواهيد ماند و از تلف شدن جان و مال بيم نداريد ؛ او را به سرورى و پيشوايى برگزينيد كه خوشبختى هر دو جهان در اين است . همهء آنان با جان و دل پذيرفتند و اعلام وفادارى نمودند و گفتند : پاداش ما چه خواهد بود ؟ پيامبر [ با متانت و وقار ] جواب داد : بهشت . آنگاه دست پيامبر را گرفتند و با او پيمان بستند . « 1 » ( 3 ) جابر مىگويد : از جا برخاستيم كه با پيامبر پيمان ببنديم . اسعد پسر زراره - كه از نظر سن كوچكترين بود - دستش را گرفت و گفت : اى اهل يثرب ! اندكى فرصت دهيد . ما [ تا كنون ] در رنج و سختى نيفتادهايم ؛ فقط مىدانيم كه او پيامبر خدا و بيرون بردنش از مكه به منزلهء جدايى از همهء عرب است و به كشتن برگزيدگان شما مىانجامد و شمشيرها بر شما تنگ خواهد گرفت . پس يا بايد اين رنجها را بپذيريد و با پيامبر بيعت كنيد و از خدا انتظار پاداش داشته باشيد و يا اگر از جانتان مىترسيد بايد همين امروز پيامبر را ترك كنيد كه نزد خدا عذر شما پذيراست . « 2 »
--> ( 1 ) - ابن هشام . ( 2 ) - امام احمد . . .