صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
136
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
تصميم هنگام مسلمان شدن حمزه پيش آمد كه مىديدند ياران پيامبر - هر روز - بيشتر و بيشتر مىشوند . گفتند : بلى اى ابو وليد ! برخيز و پيش محمد برو و با او گفتگو كن . ( 1 ) عتبه پيش پيامبر رفت و در كنارش نشست و چنين گفت : « اى برادرزاده تو در ميان ما منزلت و نسبى و الا دارى و براى قومت امر عجيبى آوردهاى كه اكنون سبب جدايى مردم گشته است و بدين وسيله رؤياهاى آنان را سفيهانه مىپندارى و از خدايانشان عيبجويى مىكنى و گذشتگانشان را باطل مىخوانى . به سخن من گوش فرا دار ، چيزهايى به تو عرضه مىدارم ، به خوبى دقّت كن ، شايد برخى از آنها را بپذيرى . پيامبر فرمود : اى ابو وليد ! بگو ؛ مىشنوم . گفت : اگر هدف تو از اين كار ، گردآورى ثروت است ، آن قدر از اموال و دارايى خود به تو تقديم مىكنيم كه از همهء ما ثروتمندتر شوى و اگر بزرگى و مقام مىطلبى تو را پيشوا و رئيس خود خواهيم كرد و هيچ كارى بدون رأى تو انجام نخواهيم داد و اگر فرمانروايى مىخواهى تو را فرمانرواى خود مىگردانيم و اگر آن كس كه نزد تو مىآيد ، جنّى است و از دفع آن ناتوانى ؛ براى معالجهات از علم طبّ كمك مىگيريم و تا روزى كه تندرستى و بهبود كامل به دست آورى ؛ هزينه مىكنيم ؛ چون بسا اوقات ، جنى بر شخص غلبه مىكند ، بايد خود را درمان نمايد و از دست جنى برهد . . . ( 2 ) تا وقتى عتبه سخن مىگفت پيامبر به آن گوش مىداد . آنگاه فرمود : اى ابا وليد ! سخنت تمام شد ؟ گفت : بلى ! پيامبر گفت : پس به من گوش بده . گفت : بگو . فرمود : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . حم ، تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . بَشِيراً وَ نَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ . وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ . . . » « 1 » : [ به نام خداوند رحمتگر مهربان . حا ، ميم . وحى ( نامه ) اى است از جانب خداى رحمتگر مهربان . كتابى است كه آياتش به شيوايى بيان شده . قرآنى است به زبان عربى براى اهل معرفت . مژدهآور و هشدار دهنده است ؛ ولى بيشتر آنان روى گردان شدند . كه به گوش ( دل ) نمىشنوند و گويند دلهاى ما از آن چه ما را به سوى آن مىخوانيد در پوشش است . . . ] پيامبر آيات را تلاوت مىكرد و عتبه به آن گوش فرا مىداد و هر دو دستش را در
--> ( 1 ) - فصلت / 5 - 1 .