حسن بن حسين شيعى سبزوارى
34
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي )
مىآورند . ايشان به يكديگر نگريستند و گفتند : نبايد كه قريش اين را ببينند و سنگ در ما اندازند كه به سبب گفت شما ، محمّد را چنين معجزهاى ظاهر شد . گفتند : اى على ؛ بفرماى تا به جايگاه خويشتن بازرود . على - عليه السّلام - بفرمود تا به جاى خود بازشد و گور بر وى راست شد . معجزهء ديگر : روايت است از سعيد بن المسيب كه گفت : در عهد رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شبى اندك بارانى باريد . چون بامداد شد ، رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - على را گفت : بيا تا به بقيع عقيق « 1 » شويم . در آن كوهها آب را نظر كنيم . امير المؤمنين - عليه السّلام - گفت : برفتيم . چون به بقيع عقيق رسيديم ، در آن كوهها آب ديديم « 2 » به غايت صافى و نيكو . گفتم : يا رسول اللّه ؛ اگر به شب مرا اعلام فرمودى سفرهاى ساختمى كه تناول كرديمى . آن حضرت فرمود كه آن كس كه ما از [ 7 - پ ] براى او آمدهايم ، ما را ضايع نگذارد و ما ايستاده بوديم كه ابرى بر ما سايه افكند با رعد و برق و چون به ما نزديك آمد ، سفرهاى در پيش حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بنهاد . در آن سفره نارهايى بود كه هيچ بيننده مثل آن نديده باشد ، هر نارى را سه پوست بود : پوستى از لؤلؤ ، و پوستى از سيم ، و پوستى از زر . پس آن حضرت ، مرا فرمود : نام خدا بگو و تناول كن . يا على ؛ اين از آن سفرهاى كه خواستى آورد ، خوشتر و خوشبوىتر است . نار شكستيم درو سه رنگ دانه بود : دانهاى چون ياقوت سرخ ، دانهاى چون مرواريد سفيد ، دانهاى چون زمرّد سبز ، طعمش خوش بود و خوشتر از جميع مستلذّات مىنمود « 3 » . از براى فاطمه و حسن و حسين سه نار « 4 » برگرفتم و در آستين نهادم . پس سفره برداشتند و ما بازگرديديم . ابو بكر و عمر به ما رسيدند . ابو بكر گفت : از كجا مىآييد ؟ رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : از بقيع « 5 » . گفت : اگر دانستمى سفرهاى بساختمى . گفت : آن كس كه ما براى وى رفته بوديم ، ما را ضايع نگذاشت . عمر
--> ( 1 ) . بقيع عقيق : نام واديى نزديك مدينه داراى چشمهها و نخلها . ( 2 ) . ق : تا به بقيع شويم و در آن گورها نظر كنيم . . . به بقيع رسيديم ، آن گورها پرآب ديديم . ( 3 ) . ق : چون زمرّد سبز ، درو طعم همهء مستلذّات بود . ( 4 ) . ق در همه جا : انار . ( 5 ) . م : بقيع . ق : عقيق .