حسن بن حسين شيعى سبزوارى
28
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي )
تهليل برآوردند و ما را شفيع آوردند تا حق تعالى كشف آن ظلمت كند . حق تعالى كلمهاى بگفت و از آن نورى بيافريد و كلمهاى ديگر بگفت و روحى بيافريد و نور و روح را با يكديگر ممتزج گردانيد [ 3 - پ ] و نور فاطمه را بر هيئت قنديلى بيافريد و در پيش عرش بداشت . پس هفت آسمان و زمين از نور وى روشن گشت و از براى اينست كه وى را « زهرا » لقب است . اى عم ؛ على را دوست دار كه دوستى وى ايمان است و بغض وى كفر و نفاق . » و از امام صادق - عليه السّلام - روايت است كه حق تعالى روح محمّد را پيش از آفريدن آسمان و زمين ، و دنيا و آخرت و ملائكه بيافريد . و چون روح وى را بيافريد ، جوى شير و عسل آفريد و مستقرّ روح وى گردانيد . بعد از آن آنچه خواست ، بيافريد . چون روح وى [ را ] از آنجا برداشتند ، از وى صد و بيست و چهار هزار قطره فرو چكيد . حق تعالى به هر قطرهاى روح پيغمبرى بيافريد . از اينجاست كه او افضل است بر انبيا كه ايشان را از قطرهء آبى آفريدند كه از وى چكيده بود . فصل دويم در ولادتش [ و ذكر نسبش تا به آدم - عليه السّلام . ] « 1 » روايت است از مادرش آمنه كه چون ولادت فرزندم محمّد نزديك آمد ، آوازى شنيدم و خروشى كه از جنس سخن آدميان نبود و علمى سفيدش ديدم بر قضيبى « 2 » از ياقوت ، در ميان آسمان و زمين [ بر پاى كرده بودند ] « 3 » و نور از سر آن علم برمىآمد تا به آسمان ، و كوشكها وقت [ 4 - رو ] شام ديدم كه [ چون خورشيد ] « 4 » مىدرخشيد و گرد برگرد خود مرغان ديدم بالها گسترانيده ، و جماعتى را ديدم در هوا ، ابريقها در دست گرفته و تشنگى بر من غالب شده بود ، مرا شربتى آب « 5 » دادند بغايت سفيد . گفتم : مگر شير است ، و شيرينتر بود از عسل ، و حجاب از پيش من برداشتند ، مشارق و مغارب زمين را ديدم و باز سه علم ديدم : يكى در مشرق و يكى در مغرب و يكى بر بام كعبه . آنگه محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و
--> ( 1 ) . م : ندارد . ( 2 ) . ق : سندس . ( 3 ) . ق : ندارد . ( 4 ) . ق : ندارد . ( 5 ) . م : ندارد .