أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

80

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) ميجوشد ديگران هم اين حديث را از همين ابو سعيد خدرى روايت كرده‌اند . ابن عباس مىگويد پيامبر مىفرمود سبك ترين اهل آتش از عذاب ابو طالب است در عين حال كفشهايى از آتش بپاى دارد كه مغز سرش از آن مىجوشد . اين را مسلم در صحيح خود آورده است . ناجية بن كعب مىگويد در محضر على ( ع ) بودم و شنيدم مىگفت ، چون پدرم در گذشت نزد پيامبر آمدم و گفتم عمويت درگذشت ، فرمود برو خودت او را به خاك بسپر ، گفتم او هنگام مرگ مشرك بود فرمود برو او را به خاك بسپر و هيچ كارى نكن تا پيش من برگردى چون باز آمدم دستور فرمود تا غسل نمايم . اين روايت به اين صورت هم از ناجيه نقل شده است كه على ( ع ) ميفرمود چون ابو طالب درگذشت پيش پيامبر ( ص ) آمدم و گفتم عموى پير و گمراهت در گذشت ، چه كسى او را به خاك بسپرد ؟ فرمود خودت برو و چون او را دفن كردى كارى انجام مده و پيش من برگرد ، چون باز آمدم دستور فرمود غسل نمودم و براى من دعاهائى فرمود كه بيشتر از آن خوشحال شدم كه همهء ثروت روى زمين از من باشد . عطاء از ابن عباس روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) به جنازهء ابو طالب برخورد فرمود خويشاوندى را مراعات كردى و خدا به تو اى عمو جزاى خير عنايت كناد . در صورت ديگرى از اين روايت آمده است كه پيامبر كنار گور او نايستاد ، و در مورد امانت ابراهيم بن عبد الرحمن كه يكى از راويان اين روايت است گفتگوست . هشام بن عروة از پدرش روايت مىكند كه پيامبر مىفرمود قريش تا ابو طالب نمرده بود از من ترس داشتند و ناتوان بودند ، اين روايت از عايشه هم نقل شده است . عروة بن زبير از عبد الله بن جعفر روايت مىكند كه چون ابو طالب مرد ، سفله‌اى از سفلگان قريش مشتى خاك بر چهرهء رسول خدا پاشيد پيامبر به خانه آمد يكى از دخترانش خاك را زدود و مىگريست ، پيامبر فرمود دختركم گريه مكن