أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
62
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) پس ميدهيم و پرداخت نمودند ، بدين جهت است كه نجاشى مىگويد كه خداى از من رشوه نگرفت و از مردم اطاعت نكرد و پادشاهى را به من عنايت فرمود . از عروة بن زبير روايت شده است كه نجاشى با عثمان بن عفان گفتگو نمود . ابو عبد الله حافظ با اسناد خود از ابن اسحق روايت مىكرد كه اندكى پس از شيوع اخبار حبشه بيست نفر از مسيحيان بحضور پيامبر آمدند و آن حضرت در مكه بود ، مسيحيان با پيامبر در محلى كه مىنشست مذاكره مىكردند و گروهى از قريش هم در جايگاههاى خود در اطراف كعبه نشسته بودند ، مسيحيان از پيامبر ( ص ) پرسشهائى كردند و چون از سؤالهاى خود فارغ شدند . پيامبر ( ص ) ايشان را به خدا دعوت كرد و آياتى از قرآن براى ايشان تلاوت فرمود ، چون قرآن شنيدند چشمهايشان پر از اشك شد و دعوت پيامبر را پذيرفتند و مسلمانان شدند و او را تصديق نمودند و دانستند كه محمد ( ص ) همان كسى است كه صفات او را در كتابهاى خود ديدهاند . چون از نزد پيامبر برخاستند ، ابو جهل و تنى چند از قريش خود را به ايشان رسانده و گفتند خدا شما را خوار گرداند مگر همكيشان شما ، شما را نفرستاده بودند كه با اين مرد مباحثه و گفتگو كنيد و خبرش را براى آنها ببريد ؟ آن وقت شما با او مىنشينيد و از آئين خود بر ميگرديد و او را در آنچه مىگويد تصديق مىكنيد ! واقعا گروهى نادان تر از شما نديدهايم ، آنها گفتند سلام بر شما ، ما شما را نادان نمىشمريم ولى مىگوئيم اعمال ما ما راست و اعمال شما شما را ، ما از خير دربارهء خود كوتاهى نميكنيم ! گفته شده است كه اين مسيحيان از نجران بودهاند و خدا داناتر است . و هم مىگويند كه در مورد ايشان اين آيه و آيات بعد از آن نازل شده است ، الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ . . . لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ « آنان كه ايشان را پيش از قرآن كتاب داده بوديم به آن مىگروند . . . نمىجوئيم نادانان را » آيات 52 تا 55 سورهء 28 . از ابى امامه روايت است كه چون گروه اعزامى نجاشى بحضور پيامبر