أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

39

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) تصميم بگيريد ، نخست دربارهء گروهى از جوانها كه در روزگارهاى بسيار گذشته زندگى مىكرده‌اند و داستان عجيبى دارند بپرسيد ، و هم دربارهء مردى جهانگرد كه همهء خاوران و باختران را گشته است بپرسيد كه داستان او چه بوده است ، و هم از او بپرسيد كه روح چيست ؟ نضر و عقبه به راه افتادند تا به مكه رسيدند و پيش قريش رفتند و گفتند ما به دليل قاطعى براى قضاوت ميان شما و محمد ( ص ) آمده‌ايم ، دانشمندان يهود به ما گفتند كه در مورد مسائلى از او سؤال كنيم و پرسشها را به آنها گفتند و پيش رسول خدا آمدند و گفتند پاسخ اين پرسشهاى ما را بده ، و سؤالهايى را كه يهودىها گفته بودند طرح نمودند ، حضرت فرمود فردا پاسخ پرسشهاى شما را خواهم داد و نفرمود كه انشاء الله ( اگر خدا بخواهد ) ، سؤال كنندگان رفتند ، و پانزده شب وحى از پيامبر قطع شد و جبرئيل بحضورش نيامد ، و اهل مكه شروع به گفتگوهاى نامربوط كردند و گفتند محمد ( ص ) گفت فردا پاسخ ميدهد و حال آنكه امروز پانزده روز گذشته است و پاسخى در مورد آنچه كه پرسيده‌ايم نداده است ، و اين مسأله موجب اندوه پيامبر ( ص ) گرديد ، در اين هنگام جبرئيل سورهء كهف را بر آن حضرت آورد كه در آن سوره نسبت به اندوه پيامبر عتابى شده است و پاسخ دو پرسش ايشان كه مربوط به جوانان اصحاب كهف و مردى جهانگرد ( ذو القرنين ) باشد در آن سوره آمده است و در مورد روح هم كه خداوند آيه يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ را نازل فرموده است . ابن اسحق مىگويد پيامبر ( ص ) چون سورهء كهف را گشود ديد كه آغاز آن چنين است الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ يعنى ستايش پروردگارى را كه بر بندهء خود محمد ( ص ) قرآن را فرو فرستاد و منظور محقق ساختن رسالت آن حضرت است كه در واقع نتيجهء پرسش‌هاى يهوديان بود ، دنباله آيه چنين است وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً قَيِّماً لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً مِنْ لَدُنْهُ يعنى قرآن را داراى اعتدالى قرار داده است كه در آن اختلافى نيست و منظور از بأس شديد عقوبت در اين جهان و عذاب آخرت است . در اين روايت آمده است كه كفار قريش دربارهء روح هم از آن حضرت پرسيده‌اند ، و حال آنكه حديث نقل شده از ابن مسعود