أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

27

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) پيامبر را مبعوث فرموده بود . از شعبى روايت است كه مىگفت حالت پرتاب ستارگان تا زمان بعثت رسول خدا وجود نداشت و چون اين حال شروع گرديد اعراب چهارپايان خود را رها ساختند و بردگان خود را آزاد نمودند ، در اين هنگام يكى از بردگان گفت ، دقت كنيد اگر ستارگان معروفى كه آنها را مىشناسيد از ميان ميرود دليل بر نيستى مردم است ، و اگر ستارگانى هستند كه معروف نيستند بايد اتفاق تازه‌اى رخ داده باشد ، چون دقت كردند ديدند ستارگان غير معروف از ميان ميرود ، اين بود كه خوددارى كردند و چيزى نگذشت كه خبر بعثت پيامبر ( ص ) منتشر گرديد . خبر ديگرى از ابن عباس آمده است كه مىگويد آسمان دنيا در فاصلهء زمان حضرت عيسى و حضرت ختمى مرتبت از جنيان نگهدارى نمىشد و آنها در جايگاههائى مىنشستند و باخبار آسمانى گوش فرا مىدادند و چون خداوند متعال پيامبر را مبعوث فرمود پاسدارى از آسمان شديد شد و شياطين رانده شدند و اين مساله براى آنها خيلى عجيب بود و مىگفتند ديگر نمىدانيم كه براى كسانى كه در زمين هستند شرى در پيش است يا خير ، ابليس گفت كه در زمين پراكنده شويد و تحقيق كنيد كه چه اتفاقى افتاده است كه اين چنين در آسمان هم تاثير گذاشته است . اولين دسته از جنيان كه به اين كار مأمور گرديدند سوارى چند از اشراف جن نصيبين بودند كه به تهامه مأمور شده بودند آنها چون به وادى نخله رسيدند پيامبر را ديدند كه نماز صبح مىخواند ، و به قرآن گوش فرا دادند و چون آن را شنيدند گفتند خاموش باشيد و پيامبر ( ص ) نميدانست كه آنها به قرآن گوش مىدهند و چون حضرت از نماز فارغ شد آنها در حالى كه ايمان آورده بودند براى انذار قوم خود روانه شدند اين حديث از طرق ديگر هم از ابن عباس نقل شده است . [ 3 ]

--> [ ( 3 ) ] - در پاره‌يى از منابع تاريخى حتى نام اين گروه و عده آنها كه هفت نفر بوده‌اند ذكر شده است براى اطلاع مراجعه شود به ص 889 ج 3 ترجمهء تاريخ طبرى آقاى ابو القاسم پاينده چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب .