أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

25

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) همزادان خود در دنيا مىدهند ، آنچه را كه عينا از آسمان شنيده‌اند راست و درست است ولى آنها مطالب بيهوده هم بر آن مىافزايند . اين حديث را مسلم در صحيح خود آورده است ، و محمد بن اسحق هم آن را از زهرى روايت مىكند و در آخر آن افزوده است كه پيامبر فرمود خداوند بوسيلهء اين ستارگان شياطين را از استراق سمع باز داشته و بدين جهت كهانت ديگر از ميان رفته است . معمر هم اين حديث را از زهرى نقل مىكند و مىگويد به زهرى گفتم آيا در دورهء جاهليت هم مسأله به همين صورت بوده است ؟ گفت آرى ، گفتم در اين آيه چه ميگوئى كه « ما براى شنيدن اخبار در نشيمن‌گاههائى در آسمان مىنشستيم و اكنون هر كس گوش فرا دهد براى خود شهاب تازان را مىيابد » ؟ گفت پس از بعثت پيامبر ( ص ) اين مسأله شدت پيدا كرد و در آن باره سخت گيرى شد . ابو عبد الله حافظ هم اين حديث را براى ما نقل مىكرد . گفتار معمّر و زهرى را هم بيان مىكرد و اين مسأله با ظاهر قرآن هم موافق است زيرا جنيان هم خبر مىدهند كه در پاسدارى آسمان افزوده شده است . بطورى كه آسمان انباشته از نگهبانان شده است ، و اين دليل بر آنست كه قبلا هم در آسمان نگهبانىهايى و شهاب‌هاى آماده‌اى بوده است ، شهاب در لغت عرب عبارت است از آتش برافروخته . در حديث ابن عباس هم كه در باب قبل آن را آورديم آنكه جنيان گفتند ميان ما و آسمان مانع شده‌اند خود دليل بر آنست كه منظور ايشان افزون شدن نگهبانان و شهاب است ، همچنين از ابن عباس روايت شده است كه مىگفت شياطين قبلا به آسمان بالا ميرفتند و برخى از كلمات وحى را استراق سمع مىكردند و سپس به زمين مىآمدند . و نه برابر دروغ بر آن مىافزودند مردم زمين يك كلمه را حق مىيافتند و نه كلمهء ديگر باطل و دروغ بود و همواره همچنين بودند تا خداوند متعال محمد ( ص ) را بر انگيخت و آنها از نشيمن‌گاههاى خود رانده شدند و به ابليس گفتند ، او گفت در زمين اتفاق تازه‌اى افتاده است ، و جنيان را گسيل داشت و شياطين را براى جستجو روانه كرد آنها پيامبر را در كنار