أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
39
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) از يهوديان نمىبايست به سوى قبلهء ايشان نماز ميگزارد امّا چون قرآن فرمان الهى و نازل شده از طرف پروردگار است پيامبر مأمور اجراى احكام آنست و اين خود يكى از دلائل آسمانى بودن قرآن است ، همچنين اگر بعقيدهء برخى از مغرضان قرآن ساختهء خود پيامبر مىبود اين همه ستايش از بنى اسرائيل با شدت دشمنى آنها نمىبايست در آن آمده باشد و اين دليل آنست كه محمد ( ص ) را اختيارى در قرآن نبوده است و قرآن كتابى آسمانى است . از مطالب ديگرى كه قابل كمال توجه است اين است كه افراد بشر اگر خودشان مردم را به خود دعوت نمايند تلاش مىكنند كه در سند دعوت خود بيشتر از نيرو و فضيلت و جاه خود صحبت نمايند بويژه اگر اين مطلب در خانوادهء آنها به صورت ارثى باشد و از ذكر نقاط ضعف مخصوصا آنهايى كه مربوط به زمان خيلى گذشته است خوددارى شود ، امّا در قرآن خطاب به پيامبر چنين آمده است أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى « آيا پروردگارت ترا يتيم نيافت و مأوى داد و گم نيافت و هدايت كرد و عيال مند و بى چيزت نديد و توانگر ساخت » آيات 7 تا 9 سورهء 93 : چطور ممكن است تصور نمود كه اين گفتار پيامبر باشد و حال آنكه بايد ظاهرا و به حكم غرائز بشرى در كتابى كه سند دعوت او براى هميشه است از ذكر نكات ضعف خود بخصوص آنچه مربوط به دورهء طفوليت است خوددارى مينمود مخصوصا كه دشمنان او هميشه در صدد پيدا كردن اين گونه امور بودند ، و اين هم از دلائلى است كه آسمانى بودن قرآن را تأييد مىنمايد ، در آيهء ديگرى در مورد پيامبر چنين آمده است وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ « اگر محمد ( ص ) بعضى از سخنان را بر ما ببندد هر آينه قدرتش را مىگيريم و رگ گردنش را قطع مىكنيم و هيچ كس از شما نمىتواند براى او مانع باشد » آيات 45 تا 49 سورهء 69 : كه مفهوم آن اين است كه اگر محمد ( ص ) پارهاى از گفتار خود را جزء قرآن به حساب آورد قرآن را از دست او خارج مىسازيم و شاهرگ گردنش را قطع مىكنيم ، و هيچيك از شما نمىتواند او را از حمله و عذاب دردناك ما حمايت نمايد ، آيا عقل انسان مىتواند