أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

28

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) در آن بيان شده است كه پس از چهارده قرن پرتو تمدن جديد و علوم تجربى هم اساس حقيقت آن را ثابت مىنمايد ، در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه براى چنان مردى و در چنان محيطى چگونه ممكن است بدون وحى اصول علمى را به اين روشنى بيان نمايد ؟ جز اين است كه از طرف خدا و با وحى الهى بوده است ؟ پيامبر از دل صحرايى دور افتاده آمده است و چنان اخبار راست و درستى از كيفيت علوم و حوادث تاريخى و مسائل عقلى ارائه داده است كه مردم حتى در جامعه‌هاى متمدن قديم از آن اطلاعى نداشته‌اند با اينكه تا زمان ظهور او از عمر بشر قرنهاى بسيار گذشته بوده است و حتى بسيارى از مسائلى كه در قرآن طرح شده است در روزگاران بعد از اسلام هم مورد شناخت و توجه نبوده است و در عصر حاضر حقيقت آن كشف شده است . محمد ( ص ) اخبارى درست از امور پوشيده و غيبى داده است كه بشر اصلا از آن خبر نداشته است ، پاره‌اى از اين اخبار پيش از وفات او تحقق يافت و درستى آن معلوم گرديد و پاره‌اى ديگر پس از مرگ او ، راستى براى مردى كه شغل اساسى او چوپانى و بعد هم چند سالى بازرگانى بوده و درس هم نخوانده بوده است چگونه ممكن است كه تاريخ بشر را به اين خوبى بيان كند ، بدان و نيكان را بشناسد و گاه باختصار و گاه بتفصيل از ايشان صحبت بدارد ، بجز وحى الهى و كمك آسمانى ممكن است ؟ محمد ( ص ) خير مطلق و شر مطلق را در علائق و روابط انسان با انسان ديگر و انسان با خدا ، انسان و مادّه ، انسان و چهار پايان و بالاخره انسان و جهان و علائق فكرى و معنوى يا عاطفى را كه از روح سر چشمه مىگيرد بيان داشته است چيزهائى كه بشر آن را دوستى يا دشمنى ميداند و امور مربوط به انسان در حالات مختلف فقر و ثروت ، و آرامش و ترس ، غالب يا مغلوب بودن ، ظالم يا مظلوم بودن ، با احكام و فرامين رسا و درخشان عرضه شده است و ما آنها را در قرآن لمس مىكنيم و در دل خويش صحت آن را احساس مىكنيم ، چگونه محمد ( ص ) درس نخوانده بدون كمك پروردگار آسمان توانسته است آن را تصور فرمايد و بيان كند ، براى كسانى كه در زبان عربى واردترند و لطافت آن را بهتر شناخته‌اند