أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
24
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) تذكر و پوزش از قصور احتمالى اشاره نمائيم ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) از اين جهان بسوى ابديت پر گشود و رحلت كرد هيچ كس از ساكنان جزيرة العرب در پى اثبات دليل بر نبوت او نبود زيرا پى از آن اين مسأله مورد اتفاق و اجماع ايشان قرار گرفته بود آن روز كه اعراب به اين آيه گوش فرا ميدادند كه « امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين شما پسنديدم » ( آيهء 6 سورهء 5 ) همگى بر پيامبرى محمد ( ص ) هماهنگ بودند و پيش از آن هم چون خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود كه « هنگامى كه يارى خدا و فتح مكه بيايد و بهبينى مردم را كه گروه گروه در دين خدا در مىآيند » آيهء 1 سورهء 110 اعراب نبوت پيامبر را همگان پذيرفته بودند ، در آن روزگار اثبات نبوت براى مردم جزيرة العرب و همچنين براى فرزندان و نوههاى آنها محتاج به دليل نبود حتى در روزگاران بعد هم به اين مسأله در سرزمين عرب احتياجى نبوده است ، امّا براى مردم ديگر بديهى است كه سخت مورد حاجت است . نكتهء ديگر اين است كه امكان جدائى ميان قرآن بعنوان وحى و محمد ( ص ) بعنوان پيامبر فرستاده شده از جانب خدا نيست ، و براى كسى كه با دليل صحت و درستى يكى را پذيرفت خود به خود صحت و درستى ديگرى ثابت مىشود ، به اين معنى كه اگر در شرق يا غرب با دلائل غير قرآنى صحت نبوت پيامبر ثابت شود آسمانى بودن قرآن ثابت مىشود همچنين اگر براى كسى صرفا و فقط با دلائل قرآنى و بدون توجه به سيرهء پيامبر آسمانى بودن قرآن ثابت شود صحّت نبوت هم ثابت خواهد شد ، گر چه اين مطلب كه گفتيم بسيار بديهى است ولى اين را به آن جهت گفتيم كه بيشتر گفتار ما در مقدمه مبتنى بر آيات قرآن خواهد بود ، چنان كه بيهقى رحمه اللّه در كتاب خود بيشتر به راه و روش و باصطلاح سيرهء پيامبر استدلال نموده است و در واقع اين دو طريقه به يك نتيجه ميرسد ، از خداى بزرگ مسألت مىكنيم كه تا لحظهء مرگ ما را بر اين عقيده استوار بدارد كه او توفيق دهنده است . قرآن و نفس : آنچه كه از آفريدههاى خدا به چشم مىآيد يا گوش آن را مىشنود و يا علم به آن رسيده است خواه بر پهنهء زمين يا در دل آسمان و يا زير